تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
فرس و رواقيّين اعتقاد اين باشد كه مبدأ اول فاعل كل اشياء بود به معنى اخير ، و ما به زودى تحقيق خواهيم نمود در كلمات و قواعد آينده اين را كه فاعل كل ، جايز نبود كه فاعل باشد به هيچيك از سه قسم اول ، و هم جايز نباشد كه فاعل بود به معنى چهارم ، زيرا كه اگر چنين باشد لازم آيد با قطع نظر از لزوم اضطرار ، تكثر ، بلكه تجسم در ذات مقدس او - تعالى عن ذلك علوا كبيرا - پس مبدأ اول - جلّ و علا - يا فاعل بالعنايه بود ، يا فاعل بالرضا ، و بر هريك از اين دو وجه فاعل باشد به اختيار ، به اين معنى كه اگر بخواهد ، ايجاد كند ، و اگر نخواهد نكند ، نه به ايجاب چنان كه جماهير مردم توهم كنند ، زيرا كه صدق شرطيه متعلق نباشد به صدق مقدّم او ، و نه به صدق تالى او . لكن حق اول باشد . يعنى خواست و ايجاد فرمود ( 507 ) زيرا كه فاعل كل چنان كه خواهد آمد . عالم باشد به اشياء پيش از وجود اشياء به علمى كه عين ذات او بود . پس فاعل بالعنايه خواهد بود .

تمثيل :

اشاره به وجود اقسام شش‌گانه فاعل در نفس ناطقهء انسانى نسبت به قواى جزئيه و ادراكات و افاعيل آن و تطبيق صدور اشياء مذكوره

اصناف فاعليت كه ذكر شد متحققند در نفس آدمى به قياس به فعلهاى مختلف او . زيرا كه فاعليت او به قياس به تصورات او ، و توهمات او به رضا بود ، و هم‌چنين به قياس به قواى جزويهء او كه از ذات او منبعث شده‌اند ، و آنها را استعمال كند و استخدام نمايد در فعلهائى كه از او به ارادت يا به اقتضاى طبيعت صادر شود ، و در حفظ شخص ، و حفظ نوع ،