تفريع الهى :
حق به علم به ذات خود عالم باشد به تمام ممكنات لكن به علم اجمالى عالم باشد به جميع مجعولات در رتبهء وجودات
از اينجا ظاهر و منكشف مىگردد كه چنان كه واجب لوجود - جل جلاله - عالم بود به ذات خود به نفس ذات خود - ، نه صورت زايده بر ذات خود ، و به همان علم كه به ذات مقدس خود دارد ، عالم بود به جميع وجودات ممكنات به علم حضورى اجمالى ، در عين كشف تفصيلى ، به نهجى كه مرتبهء تقرر معلوم به عينها مرتبهء تقرر علم باشد ، و فرقى نباشد مگر به اعتبار مفهوم و عنوان ، و هم به همان علم عالم باشد به جميع ماهيات اشياء به علم اجمالى در عين كشف تفصيلى معلوم ، لكن تقرّر معلوم در مرتبهء متأخره از مرتبهء تقرّر علم بود ، - عالم باشد نيز به جميع مجعولات خود - كه عبارتند از وجودات خاصّه اشياء و ماهيّاتى كه به آن وجودات موجودند ، به نحوى كه آن وجودات حقايق باشند ، نه رقايق ، و آن ماهيّات موجود باشند به وجودات خاصّه خود كه به آن وجودات متميّز شوند از غير خود ، به تميّزى وجودى ، و به وجودات خارجيهء خود كه آثار مطلوبهء آن ماهيّات بر آن وجودات مترتب شود - لكن نه در مرتبهء ذات مقدس خود زيرا كه وجودات ( 493 ) و ماهيات ممكنات در ذات مقدس او راهى نباشد . بلكه در مرتبه ذوات مجعولات بالذات خود به نهجى كه هويّت عينيه هريك از آن مجعولات بالذات به عينها صورت علميّهء آنها باشد . به عبارت ديگر به حضور ذاتى آن وجودات كه به عينه ربط ذاتى آن وجودات بود به مبدأ اعلى ، و بوجهى اشراق مبدأ اعلى بود بر آن وجودات ، در