بديعة ربوبيه
اشاره به آنكه حقيقت علم حضور باشد و حضور را مراتبى باشد .
بدانكه علم عبارت باشد از حضور معلوم از براى عالم .
لكن حضور را مراتب مختلفه و درجات متفاوته بود ، به حسب شدت وضعيت و كمال و نقص ، و اضعف مراتب او در ميان دو موجود حضور مقبول بود از براى قابل به آن اعتبار كه مقبول مباين باشد با قابل ، و حلول حال بود در محلّ ، اگر حال و محل مباين باشند در وجود . و اقوى از اين دو حضور مجعول بالذات باشد در نزد جاعل بالذات ، زيرا كه حضور شىء از براى شىء متصور نشود . مگر به ربطى خاص كه حاضر را به ما حضر عنده باشد ، و ربطى در ميان دو موجود ، اتمّ از ربط مجعول بالذات به جاعل بالذات نباشد . زيرا كه وجود جاعل بالذات اتمّ باشد از وجود مجعول بالذات ، و الّا يا ترجّح احد متساويين بر ديگرى لازم آيد ، يا ترجح مرجوع بر راجح و هر قوى به آن جهت كه قوى بود ، دارا و واجد باشد ، كمال و قوت ضعيف را ، به آن جهت كه كمال و قوت بود ، و از آنجا كه خصوص هويّت مجعول بالذات بخصوص اقتضاى ذاتى جاعل بالذات باشد و از او آيد ، ربط مجعول بالذات كه در مرتبه ذات او بود . از قبل اقتضاى جاعل بالذات باشد ، و چون چنين بود آن ربط كه به عينه حضور او باشد ( 491 ) ، از براى جاعل بالذات به نحو ضرورت بود ، نه به نحو امكان ، بهطور وجدان باشد ، نه به طور فقدان ، به اقتضا باشد ، نه به استدعا . به فعل و ايجاب