تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦

آنكه نسبت ذوات كريمه به ماديات نيز به نهج سوائيه باشد .

اين باب بىجا و مبتنى بر عدم تحقيق احاطهء تامه ، و قيوميت مطلقهء واجب الوجود بالذات است ، بلكه اين معنى در ذوات كريمهء قدسيه ، و عقول مجردهء قدسيه نيز نسبت به ماده و ماديات ، و به ازمنه و زمانيات ، و به امكنه و مكانيات ثابت است ، و اختصاص به واجب الوجود بالذات ندارد و ليكن با وجود اين « تفاوت از زمين تا آسمان است » و ما للتراب و رب الارباب .

ثمرهء ربوبيه و نتيجهء كلاميه

از اينجا معلوم مىشود كه علم واجب الوجود بالذات به اشياء در مرتبهء ايجاد كه عين وجودات و هويات اشياء است از آن جهت كه منكشفند از براى او ، و حاضرند در نزد او ، و حاضرند در نزد او موصوف به ماضى و استقبال و حال ، و متصف به تغير و زوال و انتقال نمىتوانند شد ، اگرچه ماديات و كاينات در نزد انفس خود نسبت به يكديگر به امور مذكوره موصوف باشند . پس علم واجب الوجود بالذات به مبدعات و كاينات و علويات و سفليات و ازمنه و زمانيات و امكنه و مكانيات در مرتبهء ايجاد به حضور اشراقى دفعى و ظهور انكشافى دهرى است :
لا يَعْزُبُ
عن علمه
مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ . *
تمام شد آنچه منظور بود نقل او از كلام والد علّامه - قدس سره العزيز - . بدانكه از بينات گذشته منكشف گرديد كه معرفت اثر را از آن جهت كه اثر بود ، به عينها معرفت مؤثر باشد ، از آن