مكانيات و از ازمنه و زمانيات ، و در كلام خاتم اولياء - عليه آلاف التحيّة و الثنا - وارد است : العالى فى دنوّه و الدّانى فى علوّه . متدبر باش .
تمثيل حسّى
نمىبينى كه نخى كه بعضى از اجزاء او سفيد است ، و بعضى ديگر از او سياه است . هرگاه نظر كند به او انسانى كه بصر او قوى و نظر او وسيع باشد ، همهء الوان مختلفه و اجزاى متغايره دفعته و بدون تدريج منظور نظر او مىباشد ، و هرگاه نظر كند به او چيزى كه بصر او ضعيف و نظر او تنك باشد مثل مورجه ، هر آينه مىبيند آن الوان مختلفه و آن اجزاء متغايره را به تدريج و دفعات . و نعم ما قيل « خاك بر فرق من و تمثيل من . »
تنظير عقلى
اشاره به تمثيل نسبت سوائيهء حق به اشياء به معانى كليه نسبت به مصاديق خود .
نظير اين مدعى است معانى كليه كه در مدارك عقليه حاصل مىشوند ، زيرا كه نسبت آنها به همهء افراد ، و مصداقات خود كه مقارن ازمنه و زمانيات ، و مخالط امكنه و مكانياتند مساوى است به حيثيّتى كه هرگاه كسى بگويد طبيعت مطلقهء لابشرط انسان مثلا در كدام زمان و يا در كدام مكان است ، مورد سخريه و استهزا مىشود ، ولى آنجا از غايت « 1 » قوه چنان است و اينجا از نهايت ضعف چنين است . « ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا » و به اين نحو از بيان در تحقيق اين لطيفهء الهيّه منكشف مىگردد كه دقتهاى سيّد مدققين ( 474 ) و غير « 1 » او در
هامش
( 1 ) - در چا « غايط » كه غلط فاحش مىباشد .