خلق اللّه الاشياء بالمشيه و المشية بنفسها ، يا خلقت المشية بنفسها - نيز در مرتبهء اطلاق و از آنجا كه به ذات بدون واسطه منسوب به او بود ، از زمان و مكان و ماضى و حال و استقبال و تجدد و اختلاف احوال معرى بود . پس نسبت او به جميع ازمنه و زمانيات ، و امكنه و مكانيات ، و قوى و استعدادات مساوى بود ، پس جميع ازمنه نسبت به او به منزلهء آن ، و جميع امكنه استعدادات نسبت به او به منزلهء نقطه بود . اگرچه به حسب نزول در نظام مراتب نزول به حسب صعود در انتظام درجات صعود ، و سريان وحدت او در كثرت با همهء امكنه و مكانيات ، و ازمنه و زمانيات ، و قوى و استعدادات معيّت دارد ، بلكه با جمله متحد باشد ، بلكه در هر مرتبه از مراتب حدود وجوديه از آن جهت كه حدود وجوديهاند ، عين آن مرتبه بود ، و هر موجود امكانى به اعتبار اتحاد با او موجود بود ، چنان كه در صحيفهء الهيّه وارد باشد . هو معكم اينما كنتم و چنان كه از امام الموحدين - عليه السلام الله و ملائكته اجمعين - وارد بود به اين مضمون كه عال فى دنوّه دان فى علوه . پس فعل اطلاقى و قيّوميّت مطلقهء حق اول - جل و علا - به حسب اطلاق نسبتش به جمله حدود و مراتب نزول و مقامات ( 468 ) و درجات صعود ، نسبت واحده بود ، و به اعتبار معيت و اتحاد ، و عينيت با آن مراتب و مقامات مختلفه ، مختلف شود به نهجى كه حدود وجوديه شئون و تطورات ذاتيهء او ، و حدود ماهويّه و عدميه شئون عرضيهء او باشند . لكن حق اول - جل و علا - با آنكه محيط باشد به كلّ وجودات و موجودات ، حكماء متألهين از او به وجود به شرط لا تعبير كنند ، و مراد ايشان از وجود به شرط لا خالص و معرى بودن از مخالطه با وجودات امكانيه بود مطلقا . پس ذات او در هيچ مرتبه از مراتب امكان ، و درجهاى از درجات حدثان نازل نباشد ، و الّا وجوب وجود بالذات و للذات به عينه امكان شود ، و صرافت ، محدوديت گردد . پس معيّت حق - جل و علا - با اشياء و دنّو او به معيت و دنوّ فعل او راجع شود ، و ذات
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 400
مساهمون: آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)
ص٤٠٠