تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
الوجود تبارك و تعالى باز بوده و هست و خواهد بود ، و او فياض على الاطلاق باشد ، و محدود نيست فياضيّت او به مقامى از مقامات و درجه‌اى از درجات و زمانى از ازمنه و مكانى از امكنه ، اگرچه مخلوق حادث و زايل و داثر و متجدد باشند « 1 » ،
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
. « 2 »

اشاره به آنكه اجماع مليين بر حدوث ما سوى الذات الاحديه قائم نيست بلكه بر ما سوى الله قائم است

و بالجمله اجماع شرايع حقه قائم بود بر حدوث عالم به معنى ما سوى اللّه . پس آنچه در مفهوم اللّه مأخوذ باشد از مفهوم عالم خارج خواهد بود ، و مفهوم اللّه ذات مستجمعهء جميع صفات ( 27 ) و كمالات باشد . پس مفاهيم اسماء واجب الوجود ، و صور علميّهء سابقه بر ايجاد و صفات فعليهء سابقه بر موجودات و مخلوقات از مفهوم عالم به معنى ما سوى اللّه خارج باشند . چه اگر صور علميّهء علم ازلى حادث زمانى باشد ، لازم آيد كه واجب الوجود در زمانى به صفت جهل متصف بود ، و اگر عنوانات اسماء ذاتيه حادث باشند ، لازم آيد كه در زمانى مصداق آن عنوانات نباشد ، و آن عنوانات از او مسلوب بود ، و سلب عنوان ملازم سلب مبدأ او باشد . پس اگر مصداق حى نباشد ، حيات در او نباشد و همچنين . پس عالم - كه حدوث زمانى او ثابت بود به حسب عقل و نقل - به معنى ما سوى الذات نباشد ، بلكه به معنى ما سوى اللّه بود ، و صفات و اسماء واجب الوجود ، ذاتيه باشند يا فعليّه ، از مفهوم عالم خارج باشند ، و حادث نباشند به حدوث زمانى - كه عبارت بود از مسبوقيت
هامش
( 1 ) - ب « باشد » و از نظر دستورى بهتر است . ( 2 ) - الرحمن : 27