تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
غير آنها . پس چنان كه وجود را مراتب مختلفه بود به حسب شدت و ضعف و صرافت و محدوديت او را نيز همين مراتب محقق بود . پس در وجود صرف ، صرف باشد ، و در وجود محدود ، محدود ، با واجب ، واجب بود ، و با ممكن ممكن . پس

اشاره به بيانى خاص براى آنكه واجب الوجود - تعالى - عالم به تمام موجودات باشد هم در مرتبهء ذات هم در مرتبهء متأخره از ذات .

واجب الوجود ( 450 ) بالذات و للذات - تبارك و تعالى - چون صرف وجود بود صرف علم باشد ، و علم او به ذات او عين ذات او بود ، و از آنجا كه صرف علم باشد و صرف هر حقيقت عبارت باشد از آن حقيقت به نهجى كه از جميع انحاء آنچه مقابل آن حقيقت بود معرى و مبرى باشد ، و علم واجب الوجود بايد از جميع مراتب جهل معرى و مقدس باشد . پس بايد متعلق به جميع معلومات بود ، پس اگر معلوم صالح بود كه در مرتبهء ذات او باشد ، مثل آنكه معلوم ذات او بود . علم و معلوم هردو در مرتبهء ذات او باشند ، و اگر صالح نباشد كه در مرتبهء ذات بود ، معلوم در مرتبهء اخيره از مرتبهء ذات ، و علم در مرتبهء ذات بود همچون عنوانات اسماء ، و صفات ذاتيّه و ماهيات امكانيه ، كه در مقام علم به اعيان ثبوتيهء امكانيّه موسومند ، و در مرتبهء اخيره از مرتبهء ذات ثابتند به نحوى از تبعيت اسماء الهيّه به نفس وجودى كه عين ذات بود ، و جايز نباشد كه معلومات او متناهى باشند ، زيرا كه تناهى معلوم مستلزم تناهى علم بود ، و علم او عين ذات او باشد ، و ذات او صرف وجود بود ، پس صرف علم باشد . پس اگر معلومات او متناهى بود ، لازم آيد كه صرف علم نباشد ، و از آنجا كه صرف وجود باشد . و صرف هر حقيقت تمام وجدانات
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 386 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)