تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
مقام سوّم محيط بود بر وجود عام امكانى كه فعل اطلاقى و فيض مقدس بود ، و فيض مقدس نيز محيط بود بر ساير موجودات امكانيه به نحو جمع ، از آنجا كه به حسب تعيّن اول خود كه مسمّى به عقل اول بود به جمع وجودات كه در تحت مقام عقل اول باشند به نحو جمع ، محيط باشد . چنان‌كه معلم اول - قدس سره - مىفرمايد : « العقل كلّ الاشياء فانّ الاشياء كلّها منه » و همچنين در طول وجود به حسب هر تعيّنى وجودى كه اعلى بود ، محيط بود به ديگر وجودات كه انزل باشند از مقام آن تعين ، و به نحو فرق از آنجا كه سارى باشد به سريانى وجودى در همهء حدود وجوديه محيط بود به احاطهء سريانيّه به همهء وجودات امكانيه اولا و بالذات ، و بر همهء ماهيات و لوازم و عوارض آنها ثانيا و بالعرض . از اينجا ظاهر مىشود كه مراد از كلمهء قدسيهء ما احاط منها در كلام ولى مطلق - امير ملك ولايت كه فرموده است : « كلّ شىء منها بشىء محيط ، و المحيط بما احاط منها هو اللّه الاحد الصمد » . فيض مقدس امكانى بود ، و اين قسم از احاطه كه احاطهء سريانيه باشد لايق ذات مقدس مبدأ اعلى - جل قدسه - نباشد : - « چه نسبت خاك را با عالم پاك » - چگونه وجوب وجود بالذات و للذات كه غنى بالذات بود ، به نفس ذات عين ممكن بالذات و فقير بالذات شود ، حكما نفرموده‌اند كه خداوند - جلّ قدسه - به نفس ذات روح عالم امكان بود ، مكان و مقام حكماى متألهين بسيار بالاتر بود از اينكه ندانند كه خداوند - جل قدسه - ( 445 ) جايز نباشد كه سارى در ممكنات باشد . باآنكه فرموده‌اند كه واجب الوجود بالذات و للذات واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثيات بود ، هم صرف وجود باشد و هم صرف كمالات موجود بماهو موجود ، و مفاد اين كلمهء قدسيّه اين باشد كه واجب الوجود - جلّ قدسه - از جميع جهات عدم و امتناع و حيثيات امكان وجودى بود يا ماهوى و قوهء عقلى باشد يا خارجى ، مقدس و منزه و مبرى باشد ؛ و هم فرموده‌اند كه واجب الوجود - جل جلاله - غنىّ بالذات ، بلكه عين حقيقت غنا باشد ، نه مفهوم غنا ، و وجودات امكانيه به ذات