تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
ثنويه و مانويه كه به يزدان در خيرات و اهريمن در شرور قائل شده‌اند ، افزون باشد ؛ زيرا كه ايشان اهرمن را شريك يزدان دانسته‌اند ، به اين معنى كه يزدان را فاعل خيرات و اهرمن را فاعل شرور نموده‌اند . پس يك شريك از براى يزدان پاك قائل شده‌اند ، به خلاف اين طايفه كه به اندازهء عدد مبادى آثار كه در ممكنات بود شريك از براى خداوند

نقل كلاميست از صدر المتألهين در بيان جبر و تفويض و شناعت اين هر دو مذهب

يگانه قرار داده‌اند به اين‌كه خود را اعلم علماى اسلام دانند . پس آشكار شد كه اين دو طايفه هردو در گمراهى خطا و ضلالتند ، حب الدنيا رأس كل خطيئه چه خوب فرموده است عارف كامل شيخ مصلح الدين در كتاب گلستان :
مايهء عيش آدمى شكم است * چون به تدريج مىرود چه غم است
و بالجمله ملاحظهء مطالب مذكوره در بدايع گذشته در بطلان اين گونه هوسات و موهومات مخرب دين مبين و مضيع شريعت غراى سيد المرسلين باشد كافى و وافى بود و حاجت به بيانى جديد نباشد ( 437 ) .

نقل و اشارة لانارة و بشارة

قدوه عرفاى كاملين و اسوهء علماى موحدين صدر الحكماء المتألهين در شرح حديثى از احاديث جبر و قدر و امر بين الامرين در كتاب توحيد اصول كافى فرموده است : و اعلم انّ القدريه و يقال لهم المفوضه ايضا قوم ذهبوا الى ان