اشاره به اينكه بساطة صرفه واجب برهانى باشد قويم اركان بر آنكه مجعول بالذات آن جناب وجودى باشد مطلق از جميع حدود مگر حدى كه لازمهء امكان باشد .
و آن كليت و انبساط از فرط تحصل و فعليت و از غايت شدت و قوت است . « غيرتش غير در جهان نگذاشت » . و به اين دقيقه اشاره است آنچه از مشكوة ولايت وارد است ، كلّ لا بعض له بلكه مراد از اطلاق و انبساط ، و از كليّت و شمول احاطه وجوديه و انطواء حصولى و شدت فعليّت و قوت تحصل است كه الفاظ و عبارات از بيانش قاصر ، و زبان از تبيانش عاجز است ، و ان تعدّوا نعمة اللّه لا تحصوها ، و به اين مرتبه از وجود اشارت است در صحيفهء الهيه و رحمتى وسعت كلّ شىء ، ا لم تر الى ربّك ( 425 ) كيف مدّ « 1 » الظلّ و لو شاء لجعله ساكنا .
يعنى آيا نمىبينى پروردگار خود را كه چگونه منبسط ساخته است ظل وجود را بر هياكل ماهيات و مظاهر انيّات ، و در كلمات مشكوة ولايت وارد است : عين كلّ شىء لا بمزاولة و غير كلّ شىء لا بمزايله داخل فى الاشياء لا كل شىء داخل فى شىء ، خارج عن الاشياء لا كشىء خارج عن شىء . و در كلام مشكوة نبوت وارد است : « انّه فوق كل شىء و تحت كل شىء قد ملأت عظمته كل شىء فلم يخل منه ارض و لا سماء و لا برّ و لا بحر و لا هواء » و مانند مذكورات از آيات و اخبار كه اشارهاند به اين مرتبه از وجود از حدّ شماره بيرون است متتبع و متأمل باش ، و بدانكه به اين مرتبه از وجود متصحح مىشوند آيات و اخباريكه واردند در تشبيه ، و ظواهر آنها مقارنت ذات اقدس خداوند احد است با اشياء ، و مرتفع مىشود تناقض و
هامش
( 1 ) - نسخهء الف « مد الظلّ » را ندارد .