تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
كه مجرد از ماده - نظر به فرض و تصور - مقارن ماده بود . و اين معنى خلاف فرض و تصور اول باشد ، و نظر به واقع اجتماع متنافيين بود ، و چون اين مطلب ( 19 ) يعنى خالى بودن از قوه و حالت منتظره ، در شامخات عقليه نيز ثابت بود ، لازم آيد كه اين كلمه جامعه از خواص واجب الوجود - جل جلالة - نباشد . و حال آنكه فلاسفهء مكرمين و حكماى معظمين او را از خواص واجب الوجود ، تعالى شمرده‌اند ، چنان كه بر عارف به مقاصدشان مخفى نباشد .

تنبية ملكوتى و تحقيق ربوبى

از اين بيانات و تحقيقات ، به اندك تأملى ، از براى صاحبان بصيرت ، ظاهر و منكشف مىگردد كه چنانچه واجب الوجود بالذات و للذات ، در مرتبهء ذات بدون اعتبار جهتى از جهات ، و حيثيتى از حيثيات زائده بر ذات ، حقيقيه باشد آن جهات يا اعتباريهء ، واجب الوجود بالذّات و للذات بود ، همچنين به حسب ملاحظهء ذات ، بدون اعتبار جهتى از جهات زايده بر ذات داراى حقايق صفات كماليه ، و كمالات ذاتيه بود ، به نهجى كه آن حقايق عين يكديگر و عين ذات مقدسش باشند .

[ واجب الوجود بالذات و للذات ]

بيان آنكه واجب الوجود بالذات و للذات ، چنان كه در مرتبهء ذات بدون اعتبار جهتى زايد بر ذات واجب الوجود بالذات و للذات بود ، جهتى جز وجود وجود در او نباشد نسبت به صفات ذاتيهء كماليه ، و هم نسبت به صفات فعليه جز وجوب وجود در او جهتى نبود ، و نسبت به آن صفات نيز از جهات عدم امكان و قوه و استعداد خالى باشد . و همچنين واجد و دارا بود ، حقايق جميع آن صفات را كه در مرتبهء متأخره از مرتبهء ذات او از براى او ثابتند ، بدون اعتبار جهتى زايد بر ذات او در ذات او كه مقدم بود بر ثبوت آن صفات از براى ذات او ، پس دارا بود جميع آن صفات را كه لايق باشند كه ثابت باشند از براى او به امكان عام ، به نحو وجوب و لزوم
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 16 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)