تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
سريان در اشياء و اتحاد با آنها ، لكن فعل او و علم فعلى او ، و مشيت ثانيه و ارادهء فعليه و افاضه و ايجاد او با اشياء باشد ، اگرچه به وجهى بر اشياء يعنى حدود خاصهء وجوديه و ماهويه مقدم

اشاره به اينكه ذات واجب الوجود - جل جلاله - به ذات خارج باشد از اشياء كجروج من شىء و يفعل داخل باشد در اشياء لا كدخول شىء فى شىء

بود امير ملك ولايت اشاره مىفرمايد در كلام ولايت نظام خود : « عين كلّ شىء لا بمزاولة و غير كلّ شىء لا بمزائلة داخل فى الاشياء لا كدخول ( 355 ) شىء فى شىء و خارج عن الاشياء لا كخروج شىء عن شىء » . يعنى خداوند - تبارك و تعالى - به همهء جهات خدائى داخل در اشياء نباشد ، و به همهء جهات هم خارج نبود ، بلكه ذات او خارج بود از اشياء ، و فعل او داخل باشد در آنها ، و اگرچه به ذات خارج باشد ، لكن چنان خارج نبود كه شىء مباين و معزول از شىء ديگر ، از او خارج بود . بلكه ذات او و صفات ذاتيهء او مبدأ اشياء باشد ، و اشياء مظاهر و مرائى و معلولات او باشند ، و چنان داخل نبود در آنها كه از انضمام او به شىء ديگر مركبى حقيقى يا اعتبارى حاصل شده باشد ، زيرا كه داخل در اشياء فعل او باشد ، و مقصود از اشياء ، وجودات محدوده به حدود وجوديّه بود ، و حدود وجوديّه عين وجودات محدوده‌اند ، زيرا كه عدم بما هو عدم شىء نباشد ، و از مرتبهء ذات ماهيّت مفهوم شىء خارج بود . پس در مرتبهء اخيره از مرتبهء ذات او بر او صادق باشد ، و هر مفهوم ثبوتى كه از مرتبهء ذات ماهيت خارج بود ، و در مرتبهء اخيرهء ذات او بر او صادق باشد ، حقيقت آن مفهوم عين وجود آن ماهيت باشد ، زيرا كه آن وجود مصداق بالذات او باشد ، و مصداق بالذات هر مفهوم عين