روحى آن خداشناسان ، افتاده باشد ، و حكم حكايت از آن جهت كه حكايت بود ، در نظر ادراك علمى و بصيرت شهود عينى ، ملغى باشد ، اين مرتبه از وجود ، عين مظهر و ظهور و حقيقت ظاهره بود ، نه همچون مرائى ظاهر كه به مظهر از ظهور مباين بود ، چه جاى حقيقت ظاهره ، بلكه در نظر شهود مردان خدا و آل حضرت مصطفى - صلى اللّه عليه و آله و سلم - مظهر عين ظهور ، و ظهور عين حقيقت ظاهره باشد « ما رأيت شيئا الّا و رأيت اللّه قبله او معه او بعده » . لكن به وجه آن حقيقت نه بكنه او ، يعنى به اندازهء كشف اثر به ما هو اثر و فعل به ما هو فعل ، و ظهور به ما هو ظهور ، و آيه به ماهى آيه ، از مؤثر ( 354 ) و فاعل و حقيقت
اشاره به اينكه ادراك مفاض بما هو مفاض و اثر بما هو اثر مفاض بما هو مفاض و مؤثر بما هو مؤثر را به اندازهء افاضهء مفيض و تأثر مؤثر باشد در مفاض و اثر نه به اندازهء ذات مفيض و مؤثر
ظاهره ، و ذو الايه چنان كه اولياى حكمت الهيّه عتيقه فرمودهاند :
« ادراك المفاض للمفيض به قدر الافاضة لا بمرتبة المفيض ما عرفناك حق معرفتك » پس در نظر شهود انسان كامل ، حقيقت ظاهره مرآت ، ظهور نمايد بدون حدّ ظهور ، و از حد عارى و مجرد و مطلق بود اگرچه در واقع محدود بود ، چه اگر حقيقت ظاهره را كه از جميع حدود مطلق بود محدود نمايد ، او را ننموده باشد ، و حدّ ظهور مطلق كه وجود انبساطى بود ، حدّ اخير و حجاب آخر باشد كه از حجب امكانيه كه در سير الى اللّه از نظر شهود انسان كامل محو شود . چنان كه در صافى از حضرت سجاد عليه السلام نقل كند به اين عبارت : « فلمّا اسرى بالنبى و كان من ربّه كقاب قوسين او ادنى رفع له حجاب من حجبه » و به اين مطلب عالى و مقصد غالى كه ذات حق - جل و علا - منزه بود از حلول و