غيرمتناهى بالعدة و بالمدة بود . و ان تعدّوا نعمة اللّه لا تحصوها رحمتى وسعت كلّ شىء . الم تر الى ربّك كيف مدّ الظّلّ .
دراية و هداية « 1 »
بدانكه ذات حق اول - جل جلالة - مقدس و منزّه باشد از اينكه در وجودات امكانيه سارى شود و با حدود وجوديّه متحد گردد ، و با حدود عدميّه و ماهويّه علاقهء معيّت و اقتران بهم رساند ، زيرا كه آن ذات مقدس پاك بود از شوائب امكان ، و امتناع دارد از شوائب حدثان ، و از اينجا حكماى متألهين - قدست اسرارهم - آن ذات پاك را وجود صرف و انيّه محضه و وجود بحت و به شرط لا ناميدهاند ، و احاطه به معنى سريان در اشياء ، و اتحاد با حدود وجوديّه و معيّت با حدود عدميّه و ماهويه ، از لوازم فعل ، و ارادهء فعليه و مشيت ثانيه ، و قيوميت مطلقه فعليهء او بود . و از آنجا كه فعل او فروغ و تجلّى او باشد - و ظهور او از قبيل ظهور فاعل بالذات تام در مرتبهء فعل خود و نمايش عكس در مرآت ( 352 ) و انكشاف ذوالايه درآيد . سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم و بر حقيقت عاكسه و صورت ظاهره در مرآت گويند كه در مرآت بود ، با آنكه منزه از بودن در مرآت باشد ، و بسا باشد كه مرآت را گنجايش وجود او نباشد - هيچ مرتبهاى از مراتب وجودات امكانيه از آن ذات منزه پاك - يعنى از تجلى او و ظهور اسمآء صفات او و تحقق اسماء و صفات فعليهء او ، و آيتى از آيات او - خالى نبود . چنان كه در خطبهاى از خطبههاى مولاى كل عليه السلام مذكور باشد كه : « ليس فى مكان و لم يخل عنه مكان » .
دل هر ذرهاى كه بشكافى * آفتابيش در ميان بينى
هامش
( 1 ) - درج - درايه و بداية