تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
وحدت در عين صرافت نفس كثرت ، و كثرت در نفس محوضت ، عين وحدت باشد . ( 347 ) از اين بيانات ظاهر و منكشف مىشود كه نسبت بحت به واجب الوجود - جل جلاله - به عينها نسبت مبدعات ، و نسبت ابد به او عينها نسبت ازل بود ، با آنكه قرب و بعد معنوى به حسب طول وجود در نزول و صعود محقق و ثابت باشد . متفطن باش و بدانكه در اين مطالب به ديدهء بصيرت حق بين عقل يا شهود بايد نظر كرد ، نه به چشم احول و هم . فافهم فهم العقل لا و هم جهل . پس منكشف گرديد كه فرق ميانهء مقام ختميت و نهايت وجود امكانى با مقام صادر اول ، و بدايت وجود امكانى به حسب اعتبار و درجه باشد ، و آن قدر مشترك كه در هردو درجه مساوى باشد وجود لابشرط ، و وجه اللّه بود ، و مراد از وجه در كلام معجز نظان : كلّ شىء هالك الّا وجهه ، و كل من عليها فان و يبقى وجه ربّك ذو الجلال و الاكرام . اين مرتبه از وجود بود . چنان كه در اصول كافى مروى باشد كه صادق آل محمد - عليه السلام - به راوى فرمود : چه تفسير مىكنند وجه را مفسرين عامه در اين كلام خداوند ، را وى عرض كرد كه مىگويند مراد از وجه ذات خداوند باشد . فرمود دروغ گفته‌اند ، مائيم وجه خدا كه هلاكت از براى ما نباشد ، و به اين مضمون احاديث ديگر نيز « * » در كتب حديث مذكور بود ، و هم مراد از ما ( 348 ) احاط منها - چنان كه اشاره نمودم در كلام خاتم اوصيا - عليه آلاف التحية و الثنا - در خطبهء جوامع توحيد كه مىفرمايد : « كلّ شىء منها بشىء محيط و المحيط بما احاط منها هو اللّه الاحد الصّمد » - اين مرتبه از وجود باشد ، زيرا كه اين مرتبه محيط بود بر ساير وجودات امكانيه ، و بر او محيط نباشد مگر خداوند جامع جميع صفات و كمالات وجود بما هو وجود بدون اعتبار حدّى از حدود ، بلكه به اعتبار عدم مطلق حدود « * * » ، و بسيط باشد به جميع جهات و معانى
هامش
( * ) - نسخهء ب - نيز - ندارد . ( * * ) - ب - حدود - ندارد .