تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
بساطت ، و صمد بود ، يعنى سيّد وجودات باشد از بابت آنكه جامع جميع صفات كماليه ، و نعوت جماليه و جلاليّه بود به نحو بساطت و صرافت و بدون اجوفيّت . يعنى بدون فقد و خلو مرتبهء ذات او ، از جهتى از جهات كمالات وجوديهء بماهى كمالات وجوديه .

تبصرة جبروتيه

از اين بيانات منكشف مىگردد كه كليت و اطلاق و شمول ، و سريان اين مرتبه از وجود از قبيل كليت و اطلاق و عموم مفاهيم و ماهيات نباشد ، زيرا كه فرقى واضح باشد ميان كليت و اطلاقيكه منشأ او قوت و شدت و جامعيّت كمالات بود ، و كليّت و اطلاقيكه منشأ او فتور و ضعف و فقد و نقصان باشد ، مفاهيم و ماهيات از آنجا كه در مرتبهء ذات از فعليّت و تحصل و تعيّن ( 349 ) و تشخص و ساير كمالات وجوديه خالى باشند ، و به تحصّل و فعليت وجودات متحصل و بالفعل شوند ، و در مجعوليّت و موجوديت و تقرّر وجودى تابع وجودات باشند ، و به واسطهء تقرّر وجودات و تقرّر وجودى در مرتبهء متقدمه بر تقرر ماهوى آنها در مرتبهء متأخره از مرتبهء تقرر وجودات به تقرر ماهوى متقرر شوند ، عموم و اطلاق و كليت آنها از كمال ضعف و

اشاره به اينكه منشاء وحدت در كثرت و كثرت در وحدت بساطت بود نه تركيب پس هرچه وجود بسيطتر باشد احاطهء او بهريك از اين دو معنى اتم بود .

نهايت فتور بود ، و كليّت و اطلاق و عموم وجود از روى قوت تحصّل و شدت فعليّت باشد زيرا كه چون وجودى شديد بود و قوى به اندازهء مقام قوت و شدت خود كمالات وجود به ما هو وجود را كه عوارض اصل حقيقت وجود ، و عين وجودند به نحو اعلى از دارائى و جامعيت مادون خود آن كمالات را دارا و جامع باشد .
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 303 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)