تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
بود ، و هر ممكن را به ذات به فاعلى ما منه احتياج باشد ، به ناچار فاعل ما منه او مبدأ اعلى بود به واسطه‌اى از وسايط ، و آن واسطه جز صادر اول نبود ، و صادر اول او را فاعل ما منه يعنى به حسب طول نتواند بود ، و الّا نهايت صعود نباشد . پس صادر اول نسبت به او فاعل ما به بود ، هر فاعل ما به با معلول در وجود متّحد بود ، و وجود او را بالذات باشد ، و معلول را بالعرض ، و الّا فاعل ما منه بود هذا خلف پس او اگر مجعول باشد ، مجعول بالذات باشد ، و معلول او مجعول بالعرض و فاعل ما منه از مقام هر دو - از آنجا كه فاعل ما منه بود - خارج باشد ، و بر هردو محيط همچون وجود نسبت به ماهيّت ، و صورت نسبت به هيولى در نزد اهل تحقيق و فصل نسبت به جنس بما هو جنس ، و ذاتى نسبت به عرضى ، و موضوع نسبت به عرض بنابر اتحاد موضوع با عرض ، چنان كه در

اشاره به اينكه جميع مراتب صعود مجعول بالعرضند و جميع مراتب نزول مجعول بالذات

نظر نگارنده حروف ( 337 ) محقق بود . پس بدايت وجود امكانى مجعول بالذات بود ، و نهايت او مجعول بالعرض بلكه هر متجدد بما هو متجدد مجعول بالعرض بود ، نسبت به ثابتى كه به ذات با او مناسب باشد ، و آن ثابت مجعول بالذات ، و از آنجا كه هر موجودى صعودى به حركتى جوهريه به غايت خود رسد به ذات متجدد بود ، و متجدد بما هو متجدد مجعول بالذات نباشد ، و الّا ثبات متجدد و يا تجدد ثابت لاز آيد ، جميع نهايات مجعول بالعرض باشند نسبت به بدايات ، و از اين بيان به اندك تأملى لايح شود كه اين برهان از نتيجه‌اى كه منظور بود تجاوز نمود ، و ديگر مراتب صعود و نزول را شامل شد ، و مقصود اثبات اتحاد