تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠

اشاره به اينكه عقل كل و روح اعظم در طلب غايت نزول بطور اقتضا اتم بود از ساير مراتب نزول و همچنين هر عالى اتم باشد در اين باب از مادون خود

بود ، چه اين مطلب را جز جاهل و سفيه قبول و اختيار نكند . پس هبوط وجود را ، بلكه هبوط هر مرتبه از مراتب وجود را عروجى لازم ، و نزول هر مرتبه را صعودى ناچار بود ، تا محذور مذكور لازم نيايد ، و از آنجا كه مرتبهء اولى ( 333 ) و بدايت وجود امكانى كه عقل اولش نامند ، در اقتضاء اتمّ بود ، و در طلب غايت ، به نحو اقتضاء و ايجاب نيز امّ باشد ، اقتضا و تربيت او نسبت به مادهء قابله به جهت حصول ، غايت نزول او اتم و اقوى بود از ديگر مراتب كه دون او باشند . پس اگر مراتب سافله همچون نفس نباتيهء نزوليه نازل شود ، به مرتبهء امتداد طبيعى و ماده را مهيّا كند از براى نفسى نباتيه در صعود وجود ، اگرچه به توسط معدات ارضيه و سمائيهء متحركه به حركات جوهريّه و عرضيّه مهيّا شود ، عقل اول كه محيط بر جميع بود در تهيهء ماده ، و توجيه معدات ارضيّه و تجزيهء ماده ، و افزار ماده خاصه كه حامل استعدادى مخصوص بود كه متوجه باشد به حصول غايت اخيره كه در ترتب طولى وجود با او مكافى بود ، اتم و اقوى باشد . نهايت از آنجا كه حصول متجدد به ماهو متجدد را توجه معدات لازم بود ، و سافل در قوس صعودى بر عالى مقدم باشد ، و ترتيت مراتب سافله نسبت به ماده و تحصيل غايات آنها از شرايط حصول استعداد ماده بود ، از براى وجود غايت الغايات ، وجود امكانى زمانى ظهور غايت الغايات مؤخر افتد ، لكن غايات نفوس كلّيّه به زودى به حصول پيوندد ، و ماده ارضيّه از استعداد نفسى از نفوس مستكفيه خالى نباشد ، الّا به زمانى قليل كه ماده در آن زمان استعدادش تمام
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 290 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)