تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨

اشاره به اينكه ختم وجود امكان را بايد و او فرقى به حسب مرتبهء وجود نباشد بلكه به اعتبار صعودى بودن يكى و نزولى بودن ديگرى بود .

يا ديگرى متحد بود . و به جهت صعود و نزول ، و فاتحه بودن يكى و خاتمه بودن ديگرى متفاوت باشند ، و اين تفاوت نيز به نهج تباين در اصل وجود اين دو نباشد - چنان كه وجودات ماديه بواسطهء تجزيه ماده ، و افتراق مواد و اختلاف استعدادات از روى توجه معدّات مختلفهء ارضيه و سمائيه مباين باشند در وجود ، و از يكديگر منعزل - بلكه اين تفاوت به حسب مرتبه به مجرد صعودى بودن يكى ، يعنى از مجراى مادة و قابليت حاصل شدن و اكتفا نكردن به مجراى اقتضا و فاعليّت ، و نزولى بودن ديگرى يعنى محتاج نبودن به قابل در حصول و اكتفا كردن ( 331 ) به اقتضاى فاعل فياض بود . زيرا كه دايرهء وجود امكانى اجوف نباشد ، و عدم و خلاء در ميان قوس نزول و قوس صعود معقول نبود ، بلكه مراتب قوس صعودى به مراتب قوس نزولى به نحو اتصال وجودى كه عبارت از اتحاد در وجود بود ، مرور كند ، خواه دايرهء عظيمه باشد - چنان كه در وجود انسان كامل محمدى ختمى و توابع او از آل او كه اولياء ختميتند ، و هريك را مقام ختميّت و لويّه به متابعت وجود محمدى ( ص ) ختمى حاصل بود يا صغيره بود - چنان كه در ديگر وجودات امكانيّهء صعوديه . و نگارندهء اين حروف برهانى خاص به خود بر اين مطلب اقامه نموده‌ام ، و در يكى از محررات خود نوشته‌ام ، و ذكر او در اين موضع موجب تطويل بود ، لكن در اين موضع به نحو اختصار در انسان كامل ختمى خاصه مىگويم : از آنجا كه منظور و مقصود در وجود جواد مطلق و غايت نزول و صعود رسيدن فاتحهء وجود
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 288 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)