تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
امكانى به خاتمهء او بود ، و غايت اتمّ و اشرف از ذو الغايه باشد . پس اگر نهايت وجود به بدايت وجود متصل نشود به اتصال وجودى كه اتحاد در وجود بود از ذو الغايه اتمّ نباشد ، و ذو الغايت به غايت نرسد ، و از اينجا گفته‌اند كه مقام ختميت اشرف موجودات امكانى بود ، زيرا كه دو كمال بهم به نحو اتحاد اشرف باشد از يك كمال ( 332 ) اما آنكه منظور در وجود جواد مطلق پيوستن فاتحه به خاتمه بود . پس مىگوئيم ظاهر و هويدا باشد كه هبوط و نزول لا هوت ربّانى و فيض سبحانى به مراتب جبروت روحانى ، و از عالم جبروت معنوى

اشاره به اينكه قوس صعود و نزول در وجود متحد باشد .

عقلى به مراتب ملكوت صورى مثالى ، و از عالم ملكوت صورى نورانى به ناسوت امتدادى ظلمانى هيولانى متجدد فانى ، و از عالم امتداد به درجهء قوهء صرفه و هيولاى اولى بدون عروج و صعود از قوه به اقوى ، و هيولاى اولى به فعليت امتداد متجدّد زمانى مكانى ، و مطابق با امتداد ثابت دهرى از آن مقام به مقام نبات ، و پس از او به مقام حيوان ، و هكذا به نهجى كه هر مقامى از سعود مطابق بود با مقامى از نزول ، از قبيل ايجاد اشرف براى اخس و تبديل عالى به سافل به جهت حصول سافل و تحصيل فعليّت و تحصّل به جهت وصول به قوّهء صرفه بود ، و اين مطلب را در فواعل طبيعيه كه از شعور استشعارى عاريند ، عقل سليم تجويز نفرمايد ، چه جاى فاعل مختار ، خاصه فواعل عقليهء جبروتيّه ، و نفسيهء ملكوتيّه كه اختيارات جمله عقول جزويهء انسانيه ، و تفوس جزويهء حيوانيّه اظلال اختيار آنها