تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
مراد از عينيت صفات ذاتيّه و اسماء ذاتيّه با ذات و با

اشاره به وجود به شرط شىء

يكديگر حقايق صفات و حقايق اسماء باشد ، امّا درجهء دوم ، پس او وجودى بود كه مقيّد باشد به حدّى از حدود وجوديه كه عبارت از وجدانى خاص از حقيقت وجود بود كه مستتبع باشد فقدانى مخصوص را از آن حقيقت و به اين جهت نشأتى از نشآت وجود يا درجه‌اى از درجات نشأتى از نشآت ( 326 ) وجود بود و به اين جهت سارى نباشد در ساير نشأت و درجات ، از قبيل سريان وحدتى به نفس ذات در كثرت به نهجى كه ذات او در هر مرتبه از مراتب كثرت عين آن مرتبه بود همچون وجود عقل به ما هو عقل ، و وجود نفس به ماهى نفس ، و وجود طبع به ما هو طبع در بدايات ، وجود جماد به ماهو جماد ، و وجود نبات به ما هو نبات ، و وجود حيوان به

اشاره به وجود لابشرط

ماهو حيوان ، و وجود انسان به ماهو انسان در نهايات . امّا درجهء سوم ، پس او وجود انبساطى و فيض مقدّس امكانى و فعل اطلاقى ، و كلمهء كن و رحمت واسعهء حق اول و حق ثانى و ازل ثانى و نور مطلق سارى در همهء مستنيرات امكانيّه ، و ظهور اطلاقى شمس حقيقت وجود در جملهء مظاهر اعيان وجوديهء امكانيّه بود كه مرتبهء ذاتش را جز حدّ وجودى امكانى كه ملازم حدّ عدمى امكانى كه عبارت از فقد مقام و درجهء صرف صرف وجود بود ، نباشد ، و به حسب اين حدّ لا به شرط بود از تقيّد به ساير حدود امكانيّهء وجوديه باشند يا عدميّه يا ماهويّه ، و از تقيد به عدم آنها و چون چنين باشد ، در مرتبهء اطلاق به ما هو