تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
قاعدهء امكان اشرف ، امكان ممكن اشرف را به امكان عام اعتبار كرده‌اند . پس اگر در ميان دو درجه از وجود واسطهء معقول نبود كه اخس از اشرف ، و اشرف از اخس بود ، قاعدهء امكان اشرف در او جارى نباشد . تأمل و دقت نما كه خالى از دقت و غموض نباشد .

تفريع عرشى :

از اينجا ظاهر و منكشف مىگردد كه واجب الوجود بالذات و للذّات - تقدست صفاته و اسمائه - از جميع جهات نقص مبرى ، و از جملهء شوائب امكان - استعدادى بود يا ذاتى ، ماهوى باشد يا وجودى - منزّه و معرّى باشد ، و ذات پاكش مجرّد بود از اتحاد با ممكنات ( 321 ) و حلول در مظاهر وجودات ، و سريان در دايرهء حاصله از قوسين نزول و صعود وجود ، بلكه وجود منزهش در صرافت وجوب وجود باشد ، و در محوضت كمال و جمال و جلال وجود بحت بود ، و به شرط لا از جميع حدود وجوديّه و عدميّه و ماهويّه ، و آنچه سارى بود در

اشاره به اينكه صادر اول به‌طور بساطت و به نهج وحدت جامع جميع فعليات مادون خود و مجمع كافهء كمالات آنها بود و جميع در مرتبهء ذات او به‌طور كثرت در وحدت مجتمع باشند

اشياء ، فعل او باشد ، و مراتب وجودات امكانيّه مراتب سريان فعل او باشند ، و درجات صفات فعليّه و اسماء فعليّهء او كه نمايش و آيات صفات ذاتيه و اسماء ذاتيهء او باشند ، و آن مراتب به حسب نشأت وجود عام امكانى ، بعضى به بعضى محيط بود ، و منتهى شود سلسلهء احاطه به وجودى امكانى كه به نحو جمع و بطور تقرر كثرت در وحدت جملهء مراتب وجوديهء امكانيه در او معرّى از حدود به نهج بساطت ، و به صورت