تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧

اشاره به اينكه قوس نزولى وجود امكانى وجودى عقل اول نازل شده است يا به مقام صورت جسميه كه مستتبع هيولى اولى باشد و قوس صعودى نيز وجودى واحد بود كه صاعد باشد از مقام جسميت تا به مقام عقل اول .

نزولى بود ، يا صعودى وجودى واحد بود كه صاحب مراتب و درجات باشد ، و هر مرتبه و درجهء او را حكمى بود ، و اثرى باشد مخصوص آن مرتبه ، هر مرتبه از وجود حفظى دارد ، گر حفظ مراتب نكنى زنديقى . و نيز گوئيم از آنجا كه صعود وجود به حركت جوهريهء ذاتيه ، و در مراتب وجوديت وجود بود . به نهجى كه متحرك بالذات اصل آن وجود باشد ، و ما فيه الحركت مراتب وجوديهء آن وجود و موضوع حركت در هر مرتبه از مراتب ما فيه الحركة عين آن مرتبه بود . زيرا كه حركت جوهريّه ذاتيهء اسكماليه باشد ، و ثابت بود به نحو سريان در همهء مراتب . زيرا كه موضوع هر حركت در جميع مراتب باقى باشد ، آن مراتب به وجودى واحد سارى موجود باشند . به نهجى كه آن وجود عين آن مراتب بود در صعود ، وجود مراتب به وجودى واحد موجود باشند . و نيز گوئيم از آنجا كه هر حركت ذاتيّهء جوهريه باشد يا عرضيهء وضعيّه در انظار جمهور محصلين ملازم زمان و منطبق با زمان بود ، و زمان مقدار حركت دوريّه ، و آن حركت منطبق با مسافت باشد اگر ( 319 ) حركت صعوديّهء وجود را مراتبى به فعل باشد منفصل از يكديگر ، و جزئى در او به قوه نباشد و متصل به اتصالى ، وجودى كه عبارت از اتحاد در وجود بود نباشند ، جزء لايتجزى لازم آيد . پس آن مراتب ، مراتب وجودى واحد باشند كه تجزيه در او به فعل نبود ، بلكه به مجرّد فرض و اعتبار بود ، و از آنجا كه صعود وجود با نزول وجود مطابق باشد ، لازم ايد كه در نزول وجود نيز مراتب به يك وجود موجود باشند ،
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 277 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)