تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
و آن وجود سارى در همهء آن مراتب و عين آن مراتب بود .

تكميل عرشى :

بدانكه لزوم وجود برزخى ميان دو مرتبه از وجود ، در صورتى بود كه واسطه و برزخ ميان آن دو مرتبه متصور و معقول بود و ممكن باشد به امكان عام در نظام وجود . هم‌چون نشأت عقل محض و نشأت نفس به ماهى نفس . خواهى بگو نشأت ثبات محض ، و نشأت تجدد . زيرا كه متصور و معقول بود ، و ممكن به امكان عام در نظام وجود ، وجوديكه نسبت به نشأت عقل و ثبات دانى باشد ، و نسبت به نشأت نفس و تجدّد عالى همچون قوهء عاقلهء نفس كليّهء الهيّه كه شوبى ضعيف از تجدد در او بود كه در ثبات او مستهلك باشد . زيرا كه او اول مقام ظهور تجدد بود . امّا در ميان صادر اول ، خواهى بگو فيض منبسط كه تمام جهت ذاتش جهت مجعوليّت بالذات ، و ربط ذاتى ( 320 ) و فقر فطرى ، و امكان وجودى باشد ، و واجب الوجود تبارك

اشاره به اينكه برزخى ميان واجب الوجود - جل جلاله - و فيض منبسط يعنى وجود اطلاقى امكانى متصور و معقول نباشد .

و تعالى كه جهت ذاتش جز وجوب وجود و جاعليّت بالذات ، و مرتبط اليه بودن و غنا نباشد ، واسطه كه وجه نازل و دانى وجوب وجود بود ، و وجه صاعد و عالى امكان متصور و معقول نبود . زيرا كه هرچه نازل بود ، اعلى از او متصوّر بود . پس ممكن بود ، و درجهء نازله و صاعده در وجوب وجود كه بسيط من جميع الجهات باشد معقول نباشد ، و هرچه از مقام امكان و فقر ذاتى مرتفع باشد واجب الوجود بود . و اگر مقامى در صادر اول اعتبار شود - كه وجه عالى او بود ، يعنى وجه عالى سنخ فقر باشد ، نه مرتفع از سنخ فقر - آن وجه عالى ، صادر اول بود ، و خلاف فرض لازم آيد ، لهذا متألهين - قدّست اسرارهم - در