حملهمان پيدا و ناپيداست باد * جان فداى آنكه ناپيداست باد
بلكه مقصود متألهين از تأسيس و تحقيق اين قاعدهء شريفه اثبات توحيد در افعال بود كه مفاد : لا شريك له فى الايجاد باشد ، به نهجى كه جميع ممكنات به وجود واحد امر تكوينى واجب الوجود - جل جلاله - موجود باشند . ليس كمثله شىء و ما امرنا الّا واحده .
اشاره به اينكه همهء موجودات به ايجاد واحد موجودند و به معنى حديث شريف جف القلم بما هو كأس
اين همه عكس مى و نقش مخالف كه نمود * يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد
و لكن فعل واحد و ايجاد فارد او - از آنجا كه در ممكنات وضيع و شريف بود - ضعيف و شديد باشد ، قوه و فعل بود ، جنس و فصل باشد ، عارض و معروض بود ، ما بالذات و ما بالعرض باشد ، و هكذا به بعضى اوّلا متعلق شود و سارى باشد ، و به بعضى ثانيا . جف القلم مما هو كائن :
كه سراسر جهان و هرچه در اوست * عكس يك پرتويست از رخ دوست
و اكابر حكماء و متكلمين اماميّه همچون نصير ملت و حق و دين خواجهء طوسى ، و سيد الاعاظم سيد داماد ، و صدر المتألهين ، و محقق خوانسارى آقا حسين ، و سيد مدقق صدر الدين شيرازى ، و محقق دوانى ، و امثال ايشان از حكماء و متكلمين كه اساطين ( 305 ) دانش و سلاطين معرفتند -