تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢

اشاره به اينكه واجب الوجود بالذات و للذات بسيط من جميع الجهات از كافهء اجزا منزه و مقدس باشد .

خاص باشد لازم آيد . پس از اين بيانات منكشف و نمايان گرديد كه هر هويت وجوديّه از آنجا كه هويت وجوديّه باشد از مطلق اجزاء معرّى و مبرّى بود ، و از اين‌جا ظاهر شود كه واجب الوجود - جل و علا - به جميع جهات بسيط باشد ، و هيچيك از اقسام جزء كه مذكور گرديد در حقيقت او متصور نباشد ، پس صرف وجود و وجود صرف بود - جل جلاله و تعالى شأنه و تقدست اسمائه - .

بديعة الهيّه

بيان اينكه وجود را سه مرتبه بود به شرط لا ، به شرط شىء و لا به شرط

بدانكه وجود را سه مرتبهء ثابت بود مرتبهء اولى وجود به شرط لا ، و مرتبهء دوم وجود به شرط شىء ، و مرتبهء سوم وجود لا به شرط ، و از آنجا كه تصوّر مفهوم لا به شرط پس از تصور مفهوم به شرط لا و به شرط شىء بود در ذكر اقسام به شرط لا و به شرط شىء را بر لا به شرط مقدم داشتيم ، لكن به حسب واقع در سنخ حقيقت وجود و نظام وجود لا به شرط بر به شرط شىء مقدم باشد ، و انكشاف اين مطلب به بيانى برهانى برسم مقدماتى منوط بود ، لهذا آن مقدمات را به حكم ضرورت بيان كنيم .

شارقهء ربوبيّه

( 302 ) بدانكه از واحد من جميع الجهات - يعنى جاعل بالذاتى كه بسيط باشد و در ذات او كثرت اجزاء و جهتى دون جهتى نباشد ، و هم از واحد به ما هو واحد ، يعنى جاعل بالذات بسيط به ما هو بسيط ، خواه بسيط من جميع الجهات باشد ، يا آنكه كثرتى در او بود ، لكن به آن جهت كه در او كثرت باشد ،
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 262 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)