باشد .
بيان انقسام حمل به حمل اول ذاتى و حمل ثانوى عرضى
و بالجمله در توضيح اين شق گوئيم حمل بر دو قسم بود :
اول حمل اوّلى ذاتى و مفاد او ، و مقصود از او اين باشد كه موضوع به ذات و حقيقت به عينه نفس ماهيّت محمول و مفهوم او بود ، پس از آنكه نحوى از تغاير ميانهء آن دو به حسب اخذ و اعتبار ملحوظ شده باشد . دوم حمل ثانوى عرضى كه او را حمل متعارف و حمل شايع و حمل ( 294 ) صناعى نيز گويند ، و مفاد و مقصود از او اتحاد موضوع بود با مفهوم محمول كه متغاير باشند به ذات و به حقيقت ، نه به مجرد اخذ و اعتبار در نحوى از انحاء وجود كه وجود خارجى محمول بود ، خواه وجود خارجى موضوع نيز باشد ، چنان كه گوئى هر انسان ضاحك بالقوه بود - يا نباشد
بيان اينكه مفاد حمل شايع و معتبر در او اتحاد موضوع و محمول بود در وجود خارجى محمول نه وجود خارجى موضوع
چنان كه گوئى انسان نوع باشد ، و اين حمل نيز به دو قسم منقسم مىشود . اول حمل بالذات ، و او حمل ذاتى باشد بر ذى الذاتى .
دوم حمل بالعرض ، و او حمل عرضى بود بر معروض ، و از اين بيان منكشف شود كه در مطلق حمل - ذاتى باشد يا عرضى ، بالذات باشد يا بالعرض - اختلافى لازم بود و اتحادى ، لكن در حمل اولى ذاتى اختلاف و اتحاد هردو در نفس ذات و ماهيت و مفهوم بود ، لكن اتحاد واقعى و حقيقى باشد ، و اختلاف به حسب اخذ و اعتبار ، لكن اعتبارى كه از نفس الامر مأخوذ باشد همچون اجمال و تفصيل كه در حدّ و محدود بود ، و همچون موضوع له بودن معنى واحد از براى دو لفظ مثل انسان و بشر ، نه اخذ و اعتبارى كه مجرد فرض و اخذ و اعتبار معتبر باشد ، چنان كه در