تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣

بيان مناقشاتى از نگارندهء حروف بر كلام فاضل محقق و حكيم بارع مدقق ملا رضا مشهور به ترك قدس سره

اين باشد كه لازم آيد كه فصلى كه از شأن او بود كه افادهء وجود جنس كند نه افادهء عين او ، افادهء عين او كند نه افادهء وجود او ملازمه به تمام اجزاء مسلم نباشد ، زيرا كه افادهء وجود نكردن فصل مقسّم با آنكه خود صريح مىفرمايد : « اذ ليس للوجود » وجود زايد ممنوع بود ، بلكه خلاف او ثابت باشد ، زيرا كه در اين صورت مفيد عين جنس به عينه مفيد وجود او بود . و اگر مراد آن محقق از كلام مذكور اين باشد كه لازم آيد كه فصلى كه به فعل مفيد وجود جنس بود ، به فعل مفيد عين او نيز باشد ، اگرچه اين احتمال مخالف ظاهر كلمات آن محقق بود بطلان تالى محقق نباشد ، زيرا كه بطلان تالى در صورتى محقق بود كه جنس از سنخ ماهيت باشد ، نه از سنخ وجود . اگر گوئى منظور آن محقق شأنيت افادهء وجود باشد چنان كه از باقى كلمات او ظاهر بود ، لكن منظور از وجود ، وجود زايد باشد ، نه وجودى كه عين ذات بود و در اين صورت ملازمه ، واضح و آشكار باشد . گوئيم تخصيص شأنيت افادهء وجود به شأنيت افادهء وجود زايد در صورتى صحيح باشد كه جنس از سنخ ماهيات باشد نه از سنخ وجود .

مناقشهء دوم

( 291 ) تفسير مقوّم به علت جاعلهء ذات شىء در اين مقام ، يا مبتنى بر اصطلاح جديد بود ، يا مبتنى بر اطلاق عرف عام ، يا لغت ، زيرا كه در لسان اهل ميزان لفظ مقوّم بنابر هيچ‌يك از اين دو وجه بر علت جاعلهء ذات شىء اطلاق و استعمالش معلوم نباشد ، بلكه عدم اطلاق و استعمالش واضح بود ، چنان كه آن محقق خود نيز مىفرمايد :
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 253 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)