كثرت ما به الامتياز . آيا ما به الاشتراك در وجود به ذات و سنخ مغاير باشد با ما به الامتياز ، چنان كه در ماهيات چنين بود ؟ يا آنكه ما به الاشتراك در وجود عين ما به الامتياز بود ؟ يعنى ما به الامتياز از سنخ ما به الاشتراك و مرتبهاى از مراتب سريان او باشد و ما به الاشتراك در مرتبهء حدّ وجودى ما به الامتياز بود ، اگرچه ما به الامتياز به آن جهت كه ما به الامتياز باشد در مرتبهء اطلاق وجودى ما به الاشتراك نباشد . و در ماهيات نه ماهيت ما به الاشتراك ( 260 ) در مرتبهء ماهيّت ما به الامتياز باشد و نه ماهيت ما به الامتياز در مرتبهء ماهيت ما به الاشتراك و اثبات اين مطلب يعنى عينيت ما به الامتياز و ما به الاشتراك به نهجى كه ذكر شد در حقيقت وجود به بيان بعضى از مطالب محتاج باشد .
بديعة مشرقيّه « 1 »
بيان اينكه هويات وجوديه به آن جهت كه هويات وجوديهاند بسيط باشند و مركب نباشد از اجزاى خارجيه و نه از اجزاى عقليه
بدانكه هر هويت وجوديه به آن جهت كه وجود بود ، يعنى حقيقت وجود كه وحدت او و هم كثرت او به برهان ثابت شد ، نه از اجزاى تحليليهء عقليه كه عبارت از جنس و فصل باشد ، و نه از اجزاى معنويهء خارجيه كه عبارت از ماده و صورت بود ، و نه از اجزاى وضعيهء خارجيه كه عبارت از اجزاى مقداريه باشد مركب نبود ، اما برهان مركب نبودن او از جنس و فصل . پس بيان فرموده است او را قدوة المحققين و عمدهء مدققين صدر حكماى متألهين در اوايل سفر اول از اسفار اربعه در آن فصل كه منعقد بود از براى بيان اينكه وجودات ، هويات بسيطهاند ، به اين
هامش
( 1 ) - ج و چا بديعة شرقية