تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
اين عوارض باشد در نظر ابتدائى و احتمالى عقل از سه چيز بيرون نباشد ( 250 ) يا از سنخ حقيقت وجود بود ، و يا از سنخ ماهيت باشد ، و يا از سنخ عدم ، دوم به بيان سابق ، و سوم به ضرورت حكم عقل باطل بود ، پس آنچه به ذات مصداق اين عوارض باشد ، حقيقت وجود به ماهى حقيقت الوجود بود ، پس اگر با حقيقت وجود ماهيتى موجود باشد ، يا عدمى ، آن ماهيت و آن عدم از مصداق آن عوارض به آن جهت كه مصداق آنها بود خارج بود ، و از آنجا كه هر موضوع كه به ذات مصداق محمولى باشد ، مبدأ آن محمول عين ذات او بود ، پس اين عوارض عين حقيقت وجود باشند و همين مطلوب ما بود .

تفريع و تنبيه

بيان اينكه وزان عوارض حقيقيه وجود بماهى حقيقية الوجود وزان حقيقت وجود بود در وحدت و كثرت و شدت و ضعف وجوب و امكان و غير اينها .

پس وزان اين عوارض در وحدت و كثرت و صرافت و تحدد و اطلاق و تقيّد و شدت و ضعف و غنا و فقر و وجوب و امكان وزان حقيقت وجود بود ، پس اگر حقيقت وجود واحد باشد حقايق اين عوارض واحد باشد ، و اگر كثير بود كثير ، و اگر واجب باشد واجب ، و اگر ممكن ممكن ، و اگر شديد شديد ، و اگر ضعيف ضعيف ، و هكذا هر حكم كه محقق باشد ، در حقيقت وجود و هر اعتبار مطابق واقع و نفس الامر و هر مقام و هر مرتبه از احديت و غيب الغيوب و واحديّت و به شرط لائيت و لا بشرطيّت ، و به شرط شيئيت و هكذا در حقايق اين عوارض جارى و محقق بود ، و از اين جهت آن عوارض در بعضى از موجودات در كمال ظهور و بروز باشند ( 251 ) و در بهرى در نهايت خفا و كمون ، و از اين