تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
باشد ، و مفهوم وجود را زايد بر يك فرد نبود ، تحقيق اين مطلب يعنى بيان آنكه وجود را كثرتى نيز محقق بود ، و مفهوم وجود را افرادى ثابت باشد محتاج بود به بيان بعضى از قواعد كه ذكر كنم .

بديعة فلسفيّه

بيان اينكه عوارض حقايق وجوديه بما هى حقايق وجوديه عين آن حقايق باشند به حسب ذات و حقيقت و غير آنها باشند به حسب عنوان و مفهوم

بدانكه معانى كماليه و مفاهيم ثبوتيّه و نعوت عامه و عنوانات شامله كه در اصطلاح حكماى متألهين - قدست اسرارهم - به عوارض حقايق وجوديه معروفند ، طايفه‌اى از آنها كه معتبر نباشند در صدق آنها بر مصداق آنها ، امكان و نه وجوب بلكه عارض شوند موجود بما هو موجود را على الاطلاق ، يعنى بدون اعتبار صرافت ، يا محدوديت مثل وحدت و تشخص و عليت و علم و قدرت و امثال اينها نه مثل وحدت صرفه كه مخصوص بود به وجوب وجود و نه مثل معلوليت و كثرت و ماهيت و بعضى از اقسام وحدت ، همچون وحدت جنسيه و نوعيه و اتصاليه و عدديه و جملهء وحدات غير حقيقيه ، و اشباه اينها كه مختص باشد عروض آنها به ممكنات - مغاير نيستند به حسب ذات و حقيقت با حقيقت وجود كه وحدت و سريان او در جميع موجودات ( 248 ) در بيانات گذشته ثابت گرديد ، بلكه مغايرند با او به مجرد عنوان و مفهوم ، بلكه هريك از آن عوارض عين بواقى بود به وجه اول ، و غير آنها باشد به وجه دوم ، و هريك از آنها صادق باشد بر هر موجود بما هو موجود ، و سارى بود در همهء موجودات به ماهى موجودات ، زيرا كه هر ماهيت چون من حيث هى اعتبار شود -