به قيامى انضمامى و يا قيامى اعتبارى و انتزاعى همچون صدق مفهوم فوق بر سماء ، زيرا كه مبدأ او كه فوقيت بود قائم باشد به سماء به قيامى انتزاعى چه فوقيت از اعتبارات عقليّه و معقولات ثانيه باشد ، و يا تحقق و تقرر مبدأ بود در ذات موضوع به آن جهت كه موضوع باشد به نهج جزويت يعنى جزو ذات او باشد ، همچون صدق مفهوم انسان بر فردى از افراد به ذات خود به اعتبار تحقق حصّهاى از او در ذات آن فرد و يا عينيت مبدأ بود با تمام ذات موضوع همچون صدق اسود بر سواد ، چه مبدأ اسود به عينه سواد باشد ، و يا اتحاد مبدأ محمول بود با ذات موضوع در وجود همچون صدق ناطق بر حيوان و به عكس ، چه نفس انسانيت كه مبدأ مفهوم ناطق بود با نفس حيوانيت كه مبدأ مفهوم حيوان باشد متحد بود ، زيرا كه حق حقيق به تصديق چنين باشد كه مبادى ذاتيات در ماهيات مركبه به تركيب ( 244 ) حقيقى در وجود متحد باشند ، و الّا حمل آنها بر يكديگر به هيچ اعتبار حتى اعتبار لا به شرطيت كه بسيارى از محصلين فرمودهاند جايز نباشد زيرا كه حمل ذاتيات بر يكديگر مثل حمل هريك از آنها بر ذى الذاتى حمل عرضى شايع بود و مفاد حمل عرضى اتحاد موضوع و محمول باشد در وجود خارجى محمول با تغاير در مفهوم به حسب ذات نه اعتبار ، و اعتبار عقل متباينين در واقع را به حسب واقع متحد نكند ، و احتمال آنكه قيام مبدأ جنس به مبدأ فصل چنان كه فرمودهاند : « الفصل كالعلة المفيده لطبيعة الفصل » مصحح حمل ذاتيات باشد مسدود بود ، زيرا كه قيام عنه مصحح صدق نبود اگرچه نفس عنه مصحح باشد ، يعنى ذات صادر مصحح صدق صادر نبود بر مصدر ، اگرچه صدور به نفسه مصحح صدق بود ، همچون فعل مبدأ اول - جل جلاله - كه منشأ صدق جميع صفات فعليه بود بر او ، بلكه فعل هر فاعل مصحح صدق مشتق از آن فعل بود بر فاعل به خلاف مفعول ، و الّا جايز باشد كه هر معلول بر علت خود حمل شود ، علاوه بر اينكه اين معنى مصحح حمل فصل بر جنس نباشد ، و مراد از مشتق در اصطلاح الهيين مفهومى باشد كه بتواطؤ ،
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 216
مساهمون: آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)
ص٢١٦