لمعات سابقه و مباحث سالفه مبين گرديد كه حقايق وجوديه در تحت جنسى از اجناس و در حيّز نوعى از انواع نيستند ، بلكه تفاوت درميان آنها به شدت و ضعف و غنا و فقر و كمال و نقص و تقدم و تأخر است ، بلكه مقتضاى لمعات سابقه و قوانين سالفه آنست كه اشتراك در ذات و ذاتيات نيز فى الحقيقه به اشتراك در نحوى از انحاء وجود برمىگردد .
مثلا اشتراك اشخاص در معنى ( 231 ) انسان و اتحاد انواع در معنى حيوان به اعتبار اشتراك و اتحاد در نحو وجود انسانى و نحو وجود حيوانيت است ، و اشتراك « * » و اتحاد در معنى جوهر و عرض به اعتبار اشتراك در وجود جوهرى و عرضى است ، و على هذا القياس . و اين معنى بنابر اصالت وجود ، و اصالت جعل در وجود ، و اينكه حقيقت هر شىء وجود خاص آن شىء است كه فى الحقيقه منشأ آثار و مبدأ احكام آن شىء است ، نه سنخ معانى و ماهيات كه بوى حقيقت و منشأيت آثار به مشام آنها نرسيده است و نخواهد رسيد ، چنان كه به استيفاى تمام گذشت ، غايت انكشاف دارد ، و فرق در ميانه معانى ذاتيه و معانى عرضيه ، بنابراين اصل شريف نيز به اعتبار وجود ذاتى و وجود عرضى است ، از اينجا است كه مىگويند : ذاتيات محمولند بر مصاديق خود بدون اعتبار ضميمهاى از ضمايم حقيقيّه بوده باشند آن ضمايم يا اعتباريّه ، ثبوتيه باشند يا سلبيه ، و عرضيات محمول مىشوند بر آن مصاديق به ضميمهاى از ضمايم مذكوره ( 1 ) .
هامش
( * ) - متن لمعات : اتحاد و اشتراك