تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

اشاره به اينكه وحدت حقيقيه از عوارض وجود به حسب حقيقت عين وجود بود .

وحدتى حقيقيه بود ، و وحدت حقيقيه از آنجا كه از عوارض وجود و موجود بما هو موجود باشد عين وجود بود ، پس اجزاى مركب حقيقى را بايد وجودى واحد باشد تا به آن وجود واحد در تحت يكى از انواع متحصلهء واقعيّه مندرج شوند ، زيرا كه در اقسام و انواع مقولات وحدت حقيقيه معتبر باشد ( 224 ) و الاحصر در مقولات ممكن نباشد ، و مركب از دو فرداز دو نوع از دو مقوله - مثل فردى از جسم و فردى از سواد كه اول مندرج باشد در مقولهء جوهر و دوم در مقولهء كيف - مقوله به رأسه بود خارج از مقولات ، زيرا كه مركب از داخل - يعنى مندرج در تحت عنوانى - و خارج - يعنى غيرمندرج در تحت آن عنوان - خارج باشد ، يعنى مندرج در تحت آن عنوان نباشد ، و از آنجا كه در نظر تحقيق اعراض با موضوعات متحدة الوجود باشند -

اشاره به اينكه اعراض با موضوعات متحدند در وجود

و نگارندهء اين حروف را براين مطلب برهانى خاص باشد ، و در رسالهء سبيل الرشاد كه در اثبات معاد جسمانى نوشته است ذكر نموده است « 1 » ، و صدر المتألهين - قدس سره - نيز در بعضى از براهين اثبات حركت جوهريّه در شواهد ربوبيه به اين مطلب اشاره فرموده است : مجرد اتحاد در وجود در حصول مركب حقيقى كافى نباشد ، زيرا كه به اتفاق مركب از عرض و موضوع و عرضى و معروض مركّب حقيقى نبود ، و مندرج در تحت يكى از انواع حقيقيه نباشد ، بلكه بايد بعضى از اجزاء مركب حقيقى بر وجه ابهام و جنسيت يا بر وجه قوه و ماديت باشد
هامش
( 1 ) - ص 3 - 6