تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

« سؤال دوّم »

در صورتى كه ذات بارى - تعالى شأنه - را صرف حقيقت هستى بايد تصور كرد ، يا يك وجود و يك حقيقت در وجود بايد قايل شد كه ساير موجودات وجود و حقيقتى ندارد و پرتو و انعكاس همان وجود است ، يا نه ، وجودات متكثره بايد دانست كه هستند ، و ذات بارى تعالى اعلى و اشرف و حاكم بر آن وجوداتست در صورتى كه ( 205 ) يك حقيقت از براى وجود قائل شويم ساير وجودات همان وجود مطلق است كه به‌طور تنزل اختيارى در مقامات لايقه واقع شده و ظاهر گشته ، يا مراتب آن وجود است ، و تنزل و انحطاطى در او نشده است در صورتى كه تنزلات وجود مطلق تصور كنيم ، مفهوم تنزل كه متضمن مقام پستى است يحتمل شايسته نباشد و اگر اجمال و تفصيلى بايد قائل شد ، چنان كه حكماء و عرفا فرموده‌اند : كه عالم قبل از ظهور و شهود عين حق بود ، و بعد از ظهور ، حق عين عالم است ، چنان كه محى الدين - قدس سره - و ديگران فرموده‌اند . در اين صورت بايد عالم را لايتناهى دانست اين لايتناهى را چه قسم تخيّل كنيم ؟ و اگر متناهى فرض كنيم معنى « لا خلا و لا ملاء » چيست ؟ و زمان اشياء را قبل از بروز و در صورت اجمال چه قسم بايد تصور نمود ؟

جواب سؤال دوم بديعة فلسفيه :

بدانكه در ماهيات به حسب مرتبهء ذوات آنها با قطع نظر از وجودات آنها اعتبار صدق و حمل ممكن نبود ، زيرا كه هر ماهيتى به حمل شى بر نفس خود - يعنى
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 185 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)