متألهين و فلاسفهء معظمين - قدست اسرارهم - فرمودهاند - صرف حقيقت وجود ، و وجود صرف بود و حقايق صفات او - نه مفاهيم آن صفات - عين ذات اقدس او باشند ، و زيادتى حقايق آن صفات بر ذات چنان كه اشاعره قائلند باطل بود ، چنان كه نيابت ذات از صفات به نهجى كه معتزله معتقدند كه مرتبهء ذات از حقايق صفات خالى بود ، لكن آثار آن صفات بر ذات مترتب شود فاسد باشد . و حكم بر ذات واجب الوجود بالذات نتوان كرد مگر به واسطهء عنوانات و مفاهيم حاصله در عقل به نهجى كه حكم بر آنها سرايت كند ، به ذات در علم حصولى فكرى ارتسامى ، و يا به واسطهء مشاهدهء آثار و افعال او بهطوريكه مشاهدهء آن آثار به عينها مشاهدهء مؤثر بود . و للّه هو المستعان و عليه التكلان .
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)
ص١٨٤