تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
نحو نمايش ذى ظلّ به ظل ، و ماهيت را در مرتبهء ذات به جز مفاهيم ذاتيات و عدم را به ذات جز بطلان به حسب مرتبه ذات نبود ، و عنوانات حاصله در عقل كه حاكيند از حق اول - جل جلاله - و از سنخ مفاهيمند از آن جهت كه مفاهيمند از او حاكى نباشند ، بلكه در حقيقت وجودات آنها كه در مدارك عقليّه‌اند حاكى باشند بالذات از او به مناسبتى ذاتيّه با محكى عنه كه مقابل بود با بينونت به عزلت ، پس حاكى به وجودات منحصر بود ، و وجودات را دو اعتبار باشد اول آنكه حدود وجوديه آنها كه به ذات مستتبعند حدود عدميّه و ماهويه را نيز ملحوظ بود ، دوم آنكه اين حدود از نظر مشاهد ملغى باشند ، و مجرد ظهور به ما هو ظهور ملحوظ بود ، و از آنجا كه ظهور را حدّى بود كه به او مخالف باشد با حقيقت ظاهره و مخالف شىء به ما هو ( 196 ) مخالف له حاكى از او نباشد حدّ ظهور نيز تا از نظر سالك عارف مكاشف الغا نشود در مرتبهء ظهور حقيقت ظاهره كه منزه از اين حد بود منكشف نگردد ، و حدّ ظهور بما هو ظهور غير حد مظهر بما هو مظهر باشد ، زيرا كه ظهور به ما هو ظهور مستتبع حدّى عدمى مخصوص و تعيّن ماهوى خاص كه در درجه معيّنه از درجات وجود امكانى بود نباشد ، بلكه در جميع مظاهر وجودات سارى باشد ، به خلاف مظهرى خاص ، و اين سريان منافى نبود با اينكه ظهورات به اختلاف مظاهر مختلف شوند و متفاوت باشند ، چنان كه اگر مرآتى مكدّر بود آفتاب در او ظاهر شود به ظهورى ضعيف كه مشوب باشد به كدورتى خاصّ ، و با آنكه مكدّر بود ، چون حدود مظهر و حد ظهور الغا شود حقيقت ظاهره را نمايد بر وجهى كه خالى بود از اين حدود ، لكن به نمايشى ضعيف ، و چون مرآت صيقلى گردد آن نمايش اظهر و اقوى شود ، و چون به اعلاى مظاهر رسد نهايت ظهور كه اقصى مراتب و درجات ظهور در مظاهر بود حاصل گردد ، و در نظر سالك عارف حقيقت ظاهره بدون حدود و منزه از كدورات مراتب و درجات منكشف و مشاهد شود ، مگر
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 178 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)