المقرّبين »
ملّخص كلام در اين مقام آن است كه از براى سلاك از انبياء و اوليآء ما دامى كه تعلقات دنياوى باقيست به جهت مجاهدات نفسانيّه و رياضات علميه و اعمال شاقه بدنيّه ترقيات كليّه و مشاهدات عقليّه و اتصالات معنويه به عالم ربوبيت حاصل مىشود ، و الّا لازم مىآيد كه اين همه مجاهدات و رياضات و اعمال لغو باشند ، و اين معنى منافى حكمت و مصادم فحص و برهان است ، و چه بسيار ركيك است كلام كسى كه مىگويد اين همه از براى تعليم و هدايت خلق است ، زيرا كه در جاى خود محقق و مبرهن است كه سافل غايت بالذات از براى فعل عالى نمىتواند باشد ، و محال است التفات بالذات از عالى نسبت به سافل
الّلهم الّا بالعرض و بالتبع . * و للارض من كأس الكرام نصيب
و اين معنى منافى نيست با اينكه از براى نفوس شريفه ، و ذوات قدسيّهء انبياء و اوصياء ايشان در اصل فطرت اتصال معنوى به عالم ملكوت و جبروت ثابت باشد ، بلكه مقتضاى عنايت ربّانى و مؤداى فحص ( و تحقيق ) و برهان آنست كه بايد چنين باشد ، لهذا در ايام طفوليت بلكه در حين ولادت نيز مصدر معجزات و كرامات و مطلع به لمعات انوار علوم و معارف مىباشند . متفطن باش ( 178 ) و بدان كه بنابراين [ توضيح ] نيز كلمهء لو به طريق عربيت مستعمل است ، و محتمل است كه به طريقهء اهل ميزان مستعمل باشد ، و لكن با استثناء نقيض تالى تا نتيجه دهد نقيض مقدم را ، و مراد از غطاء و اغطيه و حجب عالم امكان است و الف و لام ( الغطا ) از براى جنس يا استغراق است يعنى چون هنوز همهء حجابات و سرادقات بالكليّه مرتفع نگرديدهاند و رقايقى از حجب و اغطيه باقى است ، لهذا به مجاهدات نفسانيه و رياضات علميّه و عمليّه اتصالات معنويه آنا فانا در يقين من مزيّتى و در توحيد من زيادتى حاصل مىشود كه در آن سابق [ حاصل ] نبوده است ، و يا چون آنافانا در يقين خود مزيتى ديدم دانستم كه جنس غطا و