تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
تقادير ثابت است تا مبالغه حاصل شود . متفطن باشد .

اشاره به جواب دوم از اشكال مذكور

جواب دوم : آنست كه اين كلام شريف به طريق اهل ميزان مستعمل است ، و مراد از غطا حجب و اغطيهء عالم امكان است ، لكن با استثناء عين مقدم تا نتيجه دهد عين تالى را ( 174 ) يعنى به جذبات و توفيقات ربانى و تجليّات تأييدات يزدانى ، حجاب و سرادقات عالم امكان حتى تعيّن ذات خودم از نظر بصيرت من برداشته شده است و حجابى در ميان من و جمال ازلى باقى نمانده است و مرتبهء « بك عرفتك » و « عرفت اللّه باللّه » از براى من حاصل شده است ، چنان كه در حديث سابق در جواب سائل فرمود « ويلك لم اعبد ربّا لم اره » و در جواب سؤال دوم فرمود « لكن رأته القلوب بحقايق الايمان » لهذا مزيدى بر يقين من در توحيد متصور نمىباشد .

اشاره به جواب سوم از اشكال مذكور

جواب سوّم : آنست كه اين كلام لطيف به طريق اهل عربيت وارد است ، و مراد از غطا غطاى كنه ذات اقدس است ، يعنى چون كشف غطاء ذات به جهت اينكه واحد صرف و بسيط من جميع الجهات و محيط به همهء اشياء است ممتنع است لهذا توحيد من توحيد صرف و صرف توحيد ، و يقين من بر وحدت و بساطت ذات اقدس به منتهيا مراتب و قصواى درجات رسيده است ، و اگر كشف غطاء ذات ممكن باشد ، لا محاله محاط و محدود مىشود ، و هر محدودى لامحاله بر كثرتى مشتمل است ، و كثرت و وحدت در دو طرف تقابل و تعاندند ، پس توحيد صرف و صرف توحيد ، و يقين تام بر وحدت صرفه و بساطت حقّهء ذات