تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
است ، و عكس اين معنى در جانب ملزوم ثابت است يعنى وجود ملزوم مستلزم وجود لازم است ، و الا انفكاك ثابت مىشود ، و انتفاء او مستلزم انتفاء لازم نيست به نحو كليّت و اطراد ، زيرا كه لازم جايز است اينكه عام باشد ، و انتفاء خاص مستلزم انتفاء عام

اشاره به اينكه دو صورت از چهار صورت قياس استثنائى منتج است .

نيست ، لهذا استثناء عين مقدم نتيجه مىدهد عين تالى را ، و استثناء نقيض تالى نتيجه مىدهد نقيض مقدم را ، و استثناء نقيض مقدم نتيجه نمىدهد نقيض تالى را و استثناء عين تالى نتيجه نمىدهد عين مقدم را متفطن باش . مقدمهء سوم : آنست كه كمال توحيد ( 172 ) و تمام يقين بر وحدت صرفه ، و بساطت حقّه در صورتى متصور مىتواند شد كه مسلوب شود همهء انحاء كثرت ، و مشاهد نشود مگر وحدت صرفه و بساطت حقّه ، چنان كه در حديث مشهور از مشكوة ولايت وارد است . « و كمال توحيده الاخلاص له و كمال الاخلاص له نفى الصفات عنه » و سابقا محقق نمودم كه اگر كنه ذات اقدس مدرك غير باشد لازم مىآيد كه محاط و محدود باشد ، و هر محدودى لا محاله بر كثرتى مشتمل است اگرچه از جهت نقص و كمال باشد ، پس اگر كشف غطاء ذات ممكن باشد توحيد صرف و صرف توحيد ، و يقين تام و تمام ، يقين بر وحدت صرفه و بساطت حقّه متصور نمىتواند شد ، لهذا امير مؤمنان و امام متقيان در دعاى صباح فرموده‌اند « من ذا يعرف قدرتك فلا يخافك و من ذا يعلم ما انت فلا يهابك » يعنى اگر كنه قدرت تو