تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
كافى نبود ، بلكه لازم باشد كه وحدت عمل نيز بحسب مسافتى واحد كه به حدى معين محدود بود اعتبار شود ، بيان مذكور خالى از اين اعتبار بود ، پس از او لازم آيد كه قوه‌اى كه عمل او در يكساعت واقع شود ، در مسافتى مطلق اشد باشد از قوه‌ايكه عمل او در دو ساعت واقع شود در مسافتى مطلق و حال آنكه در اين فرض قوهء اول از قوه ثانيه اضعف باشد .

تفريع تنبيهى :

پس از اين بيانات منكشف گرديد كه غايت وجود كه غايت محبت ذاتيهء حق اول - جل جلاله - بود غيرمتناهى باشد بحسب مدت و عدت ، و اما عدم تناهى او به حسب شدت ، پس در نهايت اشكال بود ، زيرا كه عدم‌تناهى بحسب شدت منحصر باشد به حق اول - تبارك و تعالى - كه واجب الوجود بالذات و للذات بود ، و حكماى متألهين - قدست اسرارهم - فرموده‌اند كه غايت وجود به عينها فاعل وجود باشد ، و آنان ( 158 ) كه به زبان حكمت الهى مأنوس نيستند ، و از اصطلاحات آن علم بىخبرند ، و در قواعد او بدون تعلم از استادان نظر كنند ، از اين كلام توهم كنند كه متألهين فرموده‌اند كه ذات واجب الوجود ، كه از جميع جهات نقص

اشاره به اينكه غايت حركات استكماليه اشيا واجب الوجود تعالى به معنى ما يصل اليه متحرك و يتحد معه نباشد .

منزه و مبرى بود ، غايت اشياء باشد و از آنجا كه هر متحرك ذو الغايه كه حركت او به مانعى قطع نشود به غايت حركت خود رسد و به او متحد شود ، اشياء متحركه به حركات استكماليه وجوديه به واجب الوجود - جل و علا - رسند ، و با