تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
لوجود مركب از قوه و فعل باشد ، و در صورت ثانيه لازم آيد كه ارادهء تحريك در مرتبهء فعل او بود ، و با اغماض از اينكه در اين صورت واجب الوجود تعالى فاعل بالقصد نباشد ، به آن معنى كه ايشان از فاعل بالقصد قصد كنند . گوئيم اگر آن حركت كه به اين اراده حاصل شود ، در زمان واقع باشد ، لازم آيد كه حركتى سريعتر از او كه در زمانى كمتر واقع شود ، متصور باشد ، و البته مبدأ آن حركت ، اگر آن حركت واقع شود ، اراده‌اى باشد شديدتر از اراده‌اى كه حركت اولى از او صادر بود ، و از آنجا كه مناسبتى تامه ميان مفيض بالذات و مفاض بالذات لازم باشد كه ( 151 ) اتم از او ، يا مكافى « 1 » او در ميان آن مفيض بالذات و غير آن مفاض بالذات و يا ميان آن مفاض بالذات و غير آن مفيض بالذات متصور نباشد ، و الا صدور آن مفاض بالذات از آن مفيض بالذات و اقتضاى آن مفيض بالذات آن مفاض بالذات را ترجح بلامرجح ، يا ترجح مرجوع بر راجح لازم آيد ، و ذات واجب الوجود در صرافت شدت باشد ، پس هرچه شديدتر بود مناسبت او با صرافت شدت اتم لازم باشد كه ارادهء حركت اسرع در صورت تحقق ارادهء حركت غير اسرع از مبدأ اول - جل و علا - پيش از صدور ارادهء حركت غير اسرع صادر شده باشد ، و از آنجا كه زمان قابل قسمت بود الى غير النهايه لازم آيد كه ارادت غيرمتناهيه مترتبه در تحريك جسمى از اجسام متحقق شود ، و حال آنكه محصور بين حاضرين باشند و اگر در زمان واقع نباشد لازم آيد كه آنكه زمانى بود ، در لا زمان واقع شود . دوم قوائى بود كه فرض شود صدور عملى از آنها به‌طور اتصال در زمانهاى مختلف ، همچون تيراندازانى كه مختلف باشد حركت تيرهاى آنها در هوا ، و البته آن قوه كه تير او در زمانى بيشتر در هوا حركت كند ، اقوى بود از آن قوه كه تير او در زمانى كمتر حركت كند ، و از اينجا لازم آيد كه آن قوه ( 152 ) كه تير او در زمانى
هامش
( 1 ) - در اصل مكافؤ