يا دايم الفضل على البريّة * و باسط اليدين بالعطيّة
حكيم بارع متأله ملا محسن - قدس سره - در صافى در تفسير قول خداوند تعالى :
« بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ »
مىفرمايد : تثنية اليد اشارة الى تقابل اسمائه - سبحانه - و كناية عن غاية الجود فانّ الجواد فى الغاية انّما يعطى بيديه جميعا .
دفع شبهة و هميّه فى كلمة عقليّه
اشاره به اينكه اجماع مليين از حكما و غيرهم بر حدوث زمانى عالم چنان كه صدر المتألهين فرموده است .
شايد از اين بيان كسى توهم كند كه دوام فيض ملازم دوام مفاض و قدم عالم به معنى ما سوى اللّه بود ، و قدم عالم ، به اجماع مليّين بما هم مليّون ، و هم به اجماع عقلا بما هم عقلا ، باطل باشد ، بلكه به اجماع مليين و هم به اجماع حكماى محققين كه « 1 » به واسطهء اتصال معنوى به انبياء و اوصيا - عليهم السلام - سلاطين عقل و اساطين معرفتند حادث به حدوث زمانى بود ، چنان كه قدوة المحققين صدر المتألهين - قدس سره - در اسفار اربعه و در رسالهء حدوث به اجماع حكماء در حدوث زمانى عالم و ما سوى تصريح فرموده ، و كلمات و تصريحات ايشان را درين باب نقل فرموده است .
اشاره به فرق ميانه حدوث و قدم زمانى و حدوث و قدم ذاتى .
لهذا به جهت رفع اين توهم گوئيم : حدوث مسبوقيت وجود شىء بود به عدم و قدم عدم مسبوقيت وجود شىء بود به عدم پس ظرف عدم اگر وجودى زمانى بود ، و اين معنى ملازم باشد ( 136 ) با اينكه آن عدم با وجود آن شىء جمع نشود حدوث زمانى بود ، و اگر ظرف عدم مرتبهء وجود علت تامه و يا فاعل تام
هامش
( 1 ) - ب ، ج و چا « كه » ندارد و كه را آوردهاند به پيش سلاطين .