اشاره به اينكه خلق به معنى مخلوق را دو معنى بود
كلمهء « الخلق » « 1 » عبارت بود از حدود و وجوديه كه شئون ذاتيهء اين كلمهء قدسيهاند ، و حدود ماهويه كه شئون عرضيهاند از براى اين كلمهء قدسيه و محتمل است كه مراد از كلمهء « خلقت » ، كلمهء « كن » باشد ، و مقصود از كلمهء « كن » عالم امر الهى بود به مراتبه الامريه ، و كلمة « الخلق » عبارت باشد از عالم خلق به آن جهت كه عالم خلق بود ، يعنى متجدد بالذات و حادث به حدوث ذاتى و زمانى ، و به جوهر ذات متحرك در حدود ذاتيهء وجوديّهء استكماليه ، و در صراط وجود امكانى خلقى ( 123 ) به وجه اطلاق ساير الى اللّه بود
« أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ
فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
اشاره به اينكه عباد و مكلفين در سرّ وجود امكانى بعضى در صراط توحيد ساير باشند و بعضى در صراط شرك و شيطنت
و چون در اين صراط سائر شود ، به اطاعت و مواظبت ناموس الهى كه به شرع و شريعت مسمى بود ، و صراط توحيد باشد ، يا به مخالفت آن ناموس كه صراط شركت و نكرى و شيطنت ، مظهر اسمى از اسماء الهى شود ، خواه به اطاعت ناموس الهى به رحمت متصل شود ، و در جنب مظهر اسم رحيم گردد ، يا به مخالفت به نقمت و عذاب اليم و در جحيم مظهر اسم شديد العقاب و منتقم و قهار گردد ، چنان كه در سورهء مباركهء هود عليه السلام فرمايد :
« وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ ، يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها
هامش
( 1 ) - احتمالا « الخلق » بايد « خلقت » باشد ، اما هيچيك از نسخ ندارد .