ربوبيّت ذاتيه كه مبدأ ربوبيت فعليه بود ، مربوباتى خواهند كه به ذات با حقايق آنها مناسب باشند ، و از آنجا كه اسماء ذاتيه
اشاره به اينكه ماهيات امكانيه منبع اسماء اليه در علم سابق بر ايجاد موجود باشند
حاكيند از ذات احديهء جامعهء بسيطهء من جميع الجهات و به اين جهت به صورت جمع و اتحاد به وجود حضرت ذات جامعهء جميع صفات موجود باشند ، مربوبات آنها - كه به اقتضاى ذاتى آنها بىواسطه بر جهت جمع آنها به وجهى كه عبارت از وجود حضرت احديت بود ، و بر جهت فرق آنها كه عبارت از اختلاف مفهومى آنها بود مترتب شوند - به صورت جمع و اتحاد ، در صقعى از علم ازلى كمالى كه مرتبه متأخره از مرتبهء اسماء بود به تبع اسماء موجود باشند ، و به اعيان ثابتهء امكانيّه معروف و به اعيان
اشاره به اعيان آبائيه و اعيان امهاتيه
امهاتيه موسوم باشند ، چنان كه اسماء ذاتيه به اعتبار تعلق آنها به آن اعيان ( 121 ) به اعيان آبائيّه مسمى شدهاند ، و طلب مظاهر بالذات و اقتضاى ذاتى هر مقتضى ، نسبت به مقتضى نوعى از محبت بود و كلمهء « أن اعرف » اشاره بود به تعلق اسماء ذاتيه به اعيان ثبوتيهء امكانيه به تعلق جمعى ، چنان كه مناسبت بساطت صرفه ، و وحدت حقّهء حقيقيّه بود ، و مجموع اسماء ذاتيه به اعتبار اين تعلق مسمى بود به مقام واحديّت چنان كه اعتبار ذات جامعهء جميع كمالات بدون اعتبار اسماء و عنوانات و رسوم مسمّى بود به مقام احديّت ، و انفس اعيان متعلقهء باسماء و مترتّبه
اشاره به معنى فيض اقدس
بر آنها به فيض اقدس مسمى باشد ، پس فيض اقدس عبارت بود از اعيان ثبوتيهء امكانيه كه ماهيات متقرره ، در صقعى از علم ازليند و موجودند به نحوى از تبعيّت حضرت ذات الهيّه ، خواهى