الناسوتيّة التى هى
« نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ »
و السواد فى تلك الطبيعة أظهر و البياض ابطن فافهم ذالك كلّه بنور عقل برهانى و فهم ايمانى لئلّا يزلّ قدمك .
بديعة جبروتيّة فى كلمة قدوسيّة :
اشاره به توجيهى لطيف از نگارندهء حروف در حديث شريف كنت كنزا مخفيا
بر عارف بصير و عالم خبير مخفى نباشد كه كلمهء « كنت » در حديث شريف به ذات اقدس حق اول - تعالى قدسه - كه وجود صرف ، و صرف وجود بود اشارت باشد ، بدون اعتبار صفات ذاتيه و كمالات غيرمتناهيه كه هريك عين آن وجود ، و به مثابهء او مقدّسند از جميع نقايص و در نهايت صرافت و كمال محوضتند ، و كلمهء « كنزا » اشاره بود به اينكه مبدأ اول - جل جلاله - در مقام ذات و مرتبهء وجود بحت و صرف ، جامع جميع صفات كماليه بود ، جماليّه باشند يا جلاليه ، و صفات جلاليه نيز
اشاره به اينكه صفات جلاليه به صفات جماليه راجع شوند
به صفات جماليه راجع شوند ، زيرا كه مفاد صفات جلاليه سلب نقايص بود ، و نقايص به فقدانات و اعدام راجع شوند ، و عدم عدم ( 120 ) ملازم وجود ، و سلب سلب ملازم ايجاب ، و نفى نفى ملازم ايجاب بود . و كلمهء « اجببت » اشاره بود به عنوانات ، و مفاهيم اسماء ذاتيّه كه حاكيند از ذات اقدس حق اول - تبارك و تعالى - به اعتبار جامعيت آن ذات صفات كماليّهء ذاتيه را به آن جهت كه حاكيند تا حكم آنها به ذات جامعهء صفات راجع شود ، نه به آن جهت كه در ذات خود مفاهيم و ماهياتند ، تا حكم آنها به ذوات مفهوميّهء ماهويّهء آنها راجع بود ، و اسماء به اين اعتبار به حسب اقتضاء ذاتى مظاهر طلب كنند ، و به اعتبار