اشاره به معنى مصوريت در واجب الوجود - بارك و تعالى -
علوّه » و از معدن رسالت - صلى اللّه عليه و إله و سلم ، در خطبهء غدير وارد شده است : « علا فى توحّده و دنا فى تفرده » و هم تنها به مصوريّت متصف نباشد ، بلكه خالق و بارى اشياء نيز باشد و مصوريّت او به معنى آليّت تصوير نباشد ، همچون قوّهء مصوّره و هم به معنى مباشرت فعل تصوير نبود ، همچون ملكى كه موكّل بر تصوير بود ، و الّا تشبيهى در ذات او لازم آيد كه از تنزيه مجرد باشد ، پس مصوّريت او به معنى خالقيت ، و بارئيت او بود ، و اگر خالقيت و بارئيت را به غير او نسبت دهيم ، چنانچه به خالقيت و بارئيت او راجع نشود ، و مرتبهاى از مراتب خالقيت و بارئيت او نباشد ، در او تعطيل و در غير او استقلال و استبداد لازم آيد ، پس خالق و بارى همهء اشياء واجب الوجود بالذات و للذات بود ، و او را در خالقيت شريكى نبود « 1 » ، پس سمع يا بصر به آن نهج كه در ممكنات بود - حيوان باشند يا انسان ، جن باشند يا ملائكه ، جسمانى باشند يا روحانى - از مخلوقات او باشد ، و چون چنين باشد ، مناسب ذات اقدس او نباشد . پس چون واجب الوجود تبارك و تعالى
اشاره به اينكه ذات و صفات ذاتيه واجب الوجود به وجه و كنه در مدركى از مدارك به هيچ نحو از انحاء ادراك حاصل نشود
خالق جميع اشياء بود ، او را مكافى در اشياء نباشد ، چه جاى آنكه به او محيط باشد ، پس احاطهء علميّه كه اعم باشد از اينكه عالم ( 102 ) در مرتبهء معلوم ، و عين او بود ، چون علم نفس به ذات خود ، يا اعلى باشد ، چون علم جاعل بالذات به مجعول بالذات ، از براى شيئى از اشياء نسبت به ذات اقدس واجب الوجود - بارك و تعالى - ممكن نباشد .
هامش
( 1 ) - ب ، چا - شريكى نباشد ج شريك نباشد