تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧

اشاره به برهان امتناع علم به كنه ذات واجب الوجود به علم حصولى ارتسامى

اما امتناع اكتناه او به علم حصولى ارتسامى ، پس گوئيم : در بيانات گذشته ذكر يافت كه هيچ حقيقتى از حقايق عينيه وجوديّه به علم حصولى ارتسامى ، و وجود ظلى ذهنى در مدركى از مدارك حاصل نشود ، زيرا كه خارجيت و عينيت در مرتبهء ذوات آن حقايق ثابت بود ( 93 ) چنان كه ذهنيت و ظليّت در وجودات ذهنيه در مرتبهء ذوات آن وجودات حاصل باشد ، پس نه ممكن بود كه وجود ذهنى به آن جهت كه وجود ذهنى باشد به خارج آيد ، و نه ممكن باشد كه وجود خارجى از آن رو كه وجود خارجى بود به ذهن رود ، و الّا انقلاب حقيقت لازم آيد ، اگر ذهنيت به خارجيت ، و خارجيت به ذهنيت منقلب شود . و يا آنكه حقيقت شىء واحد عبارت از دو امر متنافى بود ، اگر با ذهنيت خارجى و با خارجيت ذهنى گردد ، بلكه انقلاب حقيقتى به تمام ذات به حقيقتى ديگر متصور و معقول نبود تا گوئيم كه محال باشد يا ممكن ، زيرا كه در اين صورت امرى كه در هر دو صورت يعنى پيش از انقلاب و پس از انقلاب باقى باشد ، متصور نباشد ، پس آن وجود كه خارجى بود ، بلكه نفس خارج به تمام ذات زايل شود ، و وجودى ديگر كه به تمام ذات ذهنى بود بلكه عين ذهن حاصل گردد ، و از آنجا كه صرف حقيقت وجود ، وجود خارجى بود ، بلكه در صرافت خارجيت و عينيت ، محال بود كه در مدركى از مدارك به وجود علمى ارتسامى حاصل شود .
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 87 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)