تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
استقلال و مشاركت و اتحاد متصور باشد ، اول كلام والد علامه قدس سره به ظاهر مشعر بر صورت ثانيه باشد ، و باقى كلام او قرينهء بر اراده صورت اولى .

تبصرة و اعادة

به جهت توضيح و تنقيح برگرديم به آن مقصود كه در او بوديم ، و گوئيم از آنچه ذكر كرديم آشكار شد كه حقيقت واجب الوجود ( 92 ) بالذات و للذات - جل جلاله - صرف حقيقت وجود بود ، و او را به هيچ وجه من الوجوه تعلقى به ماهيتى از ماهيات ، و تقيدى به قيدى از قيود عدميّه ، و تحددى به حدى از حدود وجوديّه نباشد ، و در زبان بعضى از اهل عرفان و تصوف اين حقيقت را هويت مطلقه واحدية صرفه ، و حقيقة الحقايق ، و جمع الجمع ، و غيب الغيوب ، و وجود لا به شرط نامند . و در زبان محصلين حكما وجود به شرط لا ، و وجود بحت گويند ، و در اين مرتبه از وجود در نزد جميع نه اسمى بود نه رسمى ، نه نعتى بود نه وصفى ، و محيط باشد به جميع وجودات و كمالات وجودات به آن جهت كه وجودند بر وجه اطلاق و عدم اعتبار حدود ، و يا بر وجه تجرد و اعتبار عدم حدود ، و در مرتبهء ذات به نحو وحدت و بساطت و جمع ، و بر كافهء موجودات به طور ظهور وحدت در كثرت و سريان جمع در فرق در مرتبهء متأخره از مرتبهء ذات . و انكشاف كنه حقيقت او از براى غير او به هيچ نحوى از انحاء علم ، حصولى باشد يا حضورى ممكن نباشد ، و ممتنع بود .